سیدی یوسف بن علی صنهاجی رحمه‌الله

PER-000879 شخص صالح تأییدشده مکان مشخص معلوم حوزه منبع اهل سنت
⚙️ چاپ، اشتراک و گزینه‌های دیگر
📱 واتس‌اپ 📧 ایمیل صفحه‌های ذخیره‌شده

کد QR

کد صفحه
کد صفحه
کد نقشه
کد نقشه
سیدی یوسف بن علی صنهاجی زاهدی از مراکش در سده دوازدهم و عصر موحدیان بود که یاد او با شکیبایی در بیماری، زندگی در غاری بیرون باب اغمات و رسیدگی به فقرا درآمیخت. منابع قرون وسطی و متأخر بیماری او را با واژه جذام توصیف می‌کنند که در نوشته‌های تاریخی معمولاً به جذام یا خوره ترجمه می‌شود، و او به مبتلا و نیز صاحب‌الغار یا مولی‌الغار، «مرد غار»، شهرت یافت. استاد روحانیِ به‌طور مطمئن شناسایی‌شده او ابوعصفور یعلی بن وین یا یوفان اجذم بود که خود با همان اجتماع بیرون مراکش پیوند داشت؛ پژوهش مغربی ابوعصفور را در شبکه گسترده‌تر زاهدانه ابویعزی یلنور بن میمون قرار می‌دهد. بنابراین قوی‌ترین بازسازی، یوسف را نه بنیان‌گذار طریقتی رسمی یا نویسنده آثار باقی‌مانده، بلکه زاهدی محلی در مغرب می‌داند که اعتبار معنوی‌اش از شاگردی، پایداری، شکر و بخشندگی شکل گرفت. ارزش ویژه زندگینامه یوسف از نزدیکی شواهد ناشی می‌شود. ابن زیات تادلی، نویسنده التشوف، تنها چند دهه پس از مرگ یوسف نوشت و می‌گوید شخصاً چند بار او را دیده است. این گزارش کهن یوسف را در حارة الجذامی جنوب مراکش قرار می‌دهد، او را صبور و خشنود معرفی می‌کند، روایت تأثیرگذاری را حفظ می‌کند که هنگام وخامت شدید بدن برای شکر به فقرا غذا داد، و مرگ او را در رجب 593 هجری و دفنش را در رابطه‌الغار بیرون باب اغمات ثبت می‌کند. قرن‌ها بعد قبر او نخستین ایستگاه مسیر منظم زیارت هفت ولی مراکش شد و ناحیه شهری پیرامون آن نیز نام او را گرفت. این شهرت مدنی و عبادی متأخر مهم است، اما به تاریخ پذیرش او پس از مرگ تعلق دارد، نه به نهادی که در زندگی خود داشته باشد.
ولادت

سال و تاریخ دقیق تولد یوسف بن علی معلوم نیست. منابع علمی و میراثی جدید مغرب او را زاده مراکش می‌دانند که بیشتر یا تمام زندگی خود را همان‌جا گذراند، اما رکورد تاریخی درباره کودکی و پرورش اولیه او به‌طور چشمگیری اندک است. نسبت صنهاجی او استوار است. سنتی متأخر برای خانواده او خاستگاه حمیری یا یمنی می‌آورد، ولی این ادعا در شواهد نزدیک‌به‌عصر آن‌قدر پشتیبانی ندارد که نسبی گسترده بر آن بنا شود، بنابراین فقط به‌عنوان گونه‌ای منسوب حفظ شده است.

درگذشت

قوی‌ترین تاریخ مرگ، رجب 593 هجری است که در سنت نزدیک‌به‌عصر التشوف حفظ شده است. تبدیل‌های جدید این تاریخ هجری متفاوت‌اند و معمولاً 1196 تا 1197 میلادی داده می‌شود، در حالی که یک راهنمای میراثی 1193 را ذکر می‌کند؛ بنابراین ماه و سال هجری باید اصل باقی بمانند. یوسف در محیط مراکش مرتبط با حارة الجذامی، باب اغمات و رابطه‌الغار درگذشت. گزارش نخستین همچنین از توجه عمومی چشمگیر به تشییع او خبر می‌دهد که نشان می‌دهد هنگام مرگ از شهرت قابل توجهی برخوردار بود.

مدفن یا مکان منسوب

سیدی یوسف بن علی صنهاجی رحمه‌الله در رابطۀ غار، بیرون باب اغمات در مراکش، به خاک سپرده شد. کتاب التشوف که به روزگار او نزدیک است، وفاتش را در رجب 593ق ثبت می‌کند و به صراحت دفن او را در همین مکان می‌داند. جمال بامی، تاریخ‌پژوه مراکشی، با مقایسه روایت کهن و بنای موجود نوشته است که همان غار هنوز درون آرامگاه کنونی باقی است و قبر اصلی در داخل آن قرار دارد؛ تابوت نمایان در بخش بالایی امتداد نمادین قبر زیرین است. پژوهش‌های شهری و معماری متأخر نیز محله و آرامگاه کنونی سیدی یوسف بن علی را با محل قدیمی باب اغمات و حارۀ جذامیان پیوند می‌دهند و وزارت اوقاف مراکش نیز آرامگاه موجود را به‌عنوان زیارتگاه شناخته‌شده ثبت و مرمت می‌کند. از این رو تداوم تاریخی محل دفن پشتوانه نیرومندی دارد. نقطۀ ثبت‌شده روی نقشه مجموعه آرامگاه و زاویه کنونی را نشان می‌دهد و نباید آن را مختصات سانتی‌متری خود قبر زیرزمینی دانست.

زندگی‌نامه و معرفی تاریخی

ابویعقوب یوسف بن علی صنهاجی در سده دوازدهم، در دوره موحدیان، در مراکش زندگی کرد و به یکی از پایدارترین چهره‌های زاهدانه شهر تبدیل شد. او با چند نام به یاد مانده است: یوسف بن علی صنهاجی، مبتلا، و صاحب‌الغار یا مولی‌الغار. این شناسه‌ها، همراه با پیوند او با باب اغمات، رابطه‌الغار، استاد ابوعصفور و مرگ در 593 هجری، او را از دیگر کسانی که یوسف بن علی نام داشتند جدا می‌کند. منابع میراثی جدید مغرب معمولاً مراکش را زادگاه و صحنه اصلی زندگی او می‌دانند، هرچند شواهد تاریخی باقی‌مانده سال یا روز تولد مطمئن، گاه‌شماری دقیق کودکی یا نام مادر را حفظ نکرده‌اند.

زندگی بزرگسالی او به جغرافیای اجتماعی آن سوی باب اغمات گره خورده بود. سنت نخستین او را در حارة الجذامی قرار می‌دهد، محله‌ای مرتبط با افرادی که از بیماری شدید و انگ‌خورده رنج می‌بردند، و در رابطه‌الغار، محل غاری که بعدها در یاد او محوری شد. منابع برای بیماری یوسف واژه جذام را به کار می‌برند. در تاریخ‌نگاری معمولاً آن را جذام یا خوره ترجمه می‌کنند، اما اصطلاح قرون وسطایی اجازه تشخیص قطعی و پس‌نگرانه بیماری هانسن جدید را نمی‌دهد. آنچه با اطمینان می‌توان گفت این است که او دچار بیماری مزمن و آشکارا ویرانگر جسمی بود که هم محل زندگی‌اش و هم نحوه یادکرد نسل‌های بعد را شکل داد.

بازگویی‌های متأخر غالباً می‌افزایند که خویشاوندان یا آشنایان از ترس سرایت از یوسف دور شدند و همین طرد او را به غار کشاند. این جزئیات به توضیح حافظه عبادی بعدی کمک می‌کند، اما در هسته نزدیک‌به‌عصر نقل‌شده ثابت نیست. شواهد قوی‌تر ساده‌تر است: یوسف میان جامعه مبتلایان بیرون مراکش زندگی کرد، با غار پیوند یافت و لقب صاحب‌الغار یا مولی‌الغار گرفت. بنابراین غار صرفاً تصویری نمادین نبود که به نام او افزوده شده باشد؛ با همان محلی پیوند داشت که زندگی زاهدانه و در نهایت دفنش در آن به یاد آورده شد.

استاد به‌طور مطمئن شناسایی‌شده یوسف، شیخ ابوعصفور یعلی بن وین، که یوفان اجذم نیز خوانده شده، بود و در 583 هجری/1187 میلادی درگذشت. مدخل ابن زیات صریحاً یوسف را شاگرد ابوعصفور می‌خواند و بازسازی تاریخی مغربی استاد را با همان جامعه بیرون مراکش مرتبط می‌کند. ابوعصفور نیز در شمار شاگردان ابویعزی یلنور بن میمون، از زاهدان برجسته مغرب در نسل پیشین، قرار می‌گیرد. برخی خلاصه‌های متأخر این زنجیره را فشرده کرده و ابویعزی را استاد مستقیم یوسف معرفی می‌کنند، اما ترتیب محتاطانه‌تر بر پایه شواهد یوسف نزد ابوعصفور است، در حالی که ابویعزی یک نسل زودتر در شبکه معنوی قرار دارد.

منابع برنامه آموزشی مفصلی برای یوسف حفظ نکرده‌اند. راهنماهای میراثی متأخر می‌گویند او علوم دینی را نزد ابوعصفور آموخت، اما فهرست مطمئن کتاب‌ها، منصب رسمی مدرسه، سمت حقوقی، کرسی تدریس یا رساله‌ای تألیفی از شواهد به دست نیامد. بنابراین پرونده تاریخی او با فقیهی شناخته‌شده از آثار مکتوب یا شیخ صوفی نهادی که با طریقتی سازمان‌یافته شناخته شود متفاوت است. شهرت او بسیار بیشتر بر تربیت زاهدانه، انضباط اخلاقی و رفتاری استوار است که هنگام زندگی با بیماری شدید به او نسبت داده شده است.

برای شخصیت یوسف، شهادت نزدیک‌به‌عصر اهمیت استثنایی دارد. ابن زیات تادلی التشوف را حدود 617 هجری/1220 میلادی، تنها چند دهه پس از مرگ یوسف، تدوین کرد و در مدخل یوسف گفت که چند بار او را دیده است. گرچه اثر به گونه مناقب و زندگینامه عبادی تعلق دارد و باید با احتیاط مناسب خوانده شود، این نزدیکی شخصی وزنی به گزارش می‌دهد که افسانه‌های عامیانه متأخر ندارند. ابن زیات یوسف را به صبر و رضا، یعنی خشنودی از آزمونی که تحمل می‌کرد، توصیف می‌کند.

ماندگارترین گزارش این لایه نخستین درباره بخشندگی است، نه نمایش. هنگامی که بیماری یوسف چنان وخیم شد که بخشی از بدنش جدا شد، گزارش می‌گوید او برای شکر خدا غذای فراوانی برای فقرا آماده کرد. این روایت سند بالینی نیست؛ رویدادی اخلاقی است که در یک زندگینامه عبادی حفظ شده است. بااین‌حال، چون ناقل می‌گوید یوسف را شخصاً می‌شناخت و ملاقات می‌کرد، شواهدی کم‌نظیر درباره نوع رفتاری می‌دهد که یوسف به سبب آن به یاد ماند: رنج با شکر پاسخ داده شد و ابتلای شخصی با خیرات به دیگران.

تعبد مراکشیِ متأخر این مضمون را گسترش داد. نویسندگان پایداری یوسف را با صبر پیامبر ایوب علیه‌السلام مقایسه کردند و روایت‌های مردمی داستان‌های بقای خارق‌العاده، انزوا، زائران جویای کمک و تقدس غار را افزودند. این سنت‌ها برای فهم پذیرش ولایت او مهم‌اند، اما وزن تاریخی یکسانی ندارند. بنابراین تصویر عمومی مطمئن باید بر شواهد نخستین درباره شاگردی، صبر، رضا، صدقه، اقامت در غار، مرگ و دفن متمرکز باشد و ماده معجزه‌آسای نمایشی‌تر را در جایگاه حافظه عبادی متأخر نگه دارد.

پیشینه خانوادگی یوسف نسبتاً مبهم است. ساختار نام پدرش، علی، را قطعی می‌کند، اما شواهد بررسی‌شده مادر، همسر یا فرزندان زیستی او را ثابت نکردند. کنیه ابویعقوب به‌تنهایی نمی‌تواند پسری به نام یعقوب را اثبات کند. دو ادعای دیگر در منابع متأخر باقی مانده است: یکی برای خانواده‌اش خاستگاه حمیری یا یمنی می‌آورد و دیگری، که تنها از افرانی نقل شده، ابومدین را دایی یا عموی او می‌داند. هیچ‌کدام در رکورد نزدیک‌به‌عصر پشتیبانی کافی برای تبدیل شدن به نسب ثابت ندارند، ازاین‌رو هر دو به‌عنوان گونه‌های منسوب باقی می‌مانند، نه واقعیت‌های ساختار خانواده.

روشن‌ترین تاریخ زندگی یوسف زمان مرگ اوست. سنت ابن زیات آن را در رجب 593 هجری قرار می‌دهد. تبدیل‌های جدید متفاوت‌اند و معمولاً 1196 یا 1197 میلادی می‌دهند، در حالی که یک راهنمای میراثی 1193 چاپ کرده است؛ چون ماه و سال هجری از لایه منبع قوی‌تر می‌آیند، رجب 593 هجری امن‌ترین تاریخ اصلی است. همان بخش کهن از توجه عمومی چشمگیر به تشییع او خبر می‌دهد؛ دلیلی بر اینکه یوسف هنگام مرگ شهرت قابل توجهی داشت و تنها قرن‌ها بعد به سبب سنت هفت اولیا برجسته نشده بود.

دفن او در رابطه‌الغار بیرون باب اغمات، در همان منظری بود که با زندگی زاهدانه بزرگسالی‌اش پیوند داشت. این محل برای قبر یک ولی قرون وسطایی به شکلی غیرمعمول مستحکم است، زیرا منبع نزدیک‌به‌عصر نام محل را مستقیم می‌آورد. پژوهش جدید مغرب نیز می‌گوید غار در آرامگاه فعلی باقی مانده و یوسف درون آن دفن است و از راه پلکانی کوچک به غار می‌توان رسید، در حالی که قبرنمادین قابل مشاهده در زیارتگاه بالایی امتداد نمادین قبر زیرین است. تداوم میان نام محل اولیه، سنت غار و آرامگاه موجود، این شناسایی تدفینی را بسیار قوی‌تر از مقامی یادبود و متأخر می‌کند که از محل نخستین جدا باشد.

معماری‌ای که امروز دیده می‌شود به مرحله‌ای متأخر از یاد یوسف تعلق دارد. تاریخ‌های معماری مراکش معمولاً توسعه باشکوه آرامگاه و زاویه او را به دوره سعدیان، به‌ویژه روزگار سلطان عبدالله غالب، نسبت می‌دهند. خود قبر قرون وسطایی است؛ ساختمان بعدی رشد و نهادی شدن تعبد در پیرامون یک محل دفن از پیش تثبیت‌شده را نشان می‌دهد. این تمایز مهم است، زیرا تاریخ معماری زیارتگاه نباید با آغاز آیین احترام به یوسف یا تاریخ دفن او اشتباه شود.

تحولی حتی دیرتر، یوسف را از زاهدی محلی و محترم به یکی از چهره‌های تعریف‌کننده تقدس مراکش به‌طور کلی بدل کرد. مسیر سازمان‌یافته هفت اولیا متعلق به اواخر سده هفدهم در دوره علویان است و در تاریخ‌های مغربی با سلطان مولای اسماعیل و عالم ابوعلی حسن یوسی پیوند دارد. هنگام شکل‌گیری این مسیر، قرن‌ها از مرگ یوسف گذشته بود. آرامگاه او نخستین ایستگاه ترتیب سنتی شد و سپس قاضی عیاض، ابوالعباس سبتی، محمد جزولی، عبدالعزیز تباع، عبدالله غزوانی و سهیلی قرار گرفتند. گزارش‌های نهادی مغرب ترتیب را بیشتر با جغرافیای عملی و مقدس زیارت قبرها در اطراف شهر توضیح می‌دهند تا با رتبه‌بندی خود اولیا.

در الگوی هفتگی سنتی، زیارت روز سه‌شنبه از آرامگاه یوسف آغاز می‌شود. این عمل بخشی از چشم‌انداز عبادی مراکش پس از مرگ اوست، نه دلیل نقشی یا آیینی که در زندگی‌اش داشته باشد. با گذشت زمان، یاد او نه فقط در زیارت بلکه در جغرافیای شهری نیز ریشه گرفت: محله مدرن سیدی یوسف بن علی در جنوب‌شرقی مراکش پیرامون زیارتگاه و گسترش بعدی رشد کرد و نام ولی به یک بخش رسمی شهری پیوست. بدین ترتیب، مردی که زندگی‌اش با محله‌ای حاشیه‌ای بیرون شهر قرون وسطایی مرتبط بود، نام خود را به بخش بزرگی از مراکش جدید داد.

اهمیت تاریخی یوسف بن علی به کتابی باقی‌مانده، منصب سیاسی یا نظامی نهادی وابسته نیست. قوی‌ترین شواهد تصویر شاگردی از ابوعصفور را بازسازی می‌کنند که با بیماری شدید و انگ‌خورده در جامعه بیرون باب اغمات زندگی کرد؛ یک دیدارکننده نزدیک‌به‌عصر او را به صبر، رضا و بخشندگی به یاد آورد؛ در رجب 593 هجری درگذشت و در محل غار رابطه‌الغار دفن شد؛ و قبرش بعدها نخستین ایستگاه مسیر هفت اولیای مراکش شد. بنابراین داستان او هم معنوی است و هم شهری: پایداری شخصی، حاشیه اجتماعی، زهد آغازین مغرب، جغرافیای دفن به‌خوبی ثبت‌شده و روند طولانی‌ای را در کنار هم قرار می‌دهد که طی آن مراکش یاد یک زاهد را به بخشی از هویت خود شهر تبدیل کرد.

اهمیت تاریخی و میراث

یوسف بن علی برای تاریخ تصوف مغرب مهم است، زیرا یاد او بر پایه‌ای زندگی‌نامه‌ای و به‌طور نامعمول کهن استوار است. التشوف ابن زیات تنها چند دهه پس از مرگ یوسف گردآوری شد و نویسنده می‌گوید شخصاً چند بار او را دیده است. این امر یوسف را در شبکه‌های زاهدانه زنده مراکش موحدی جای می‌دهد و مورخان را تنها وابسته به آیین‌های اولیای متأخر نمی‌گذارد. شاگردی مستقیم او نزد ابوعصفور و پیوند گسترده‌تر آن استاد با ابویعزی نیز او را در شبکه‌ای معنوی و بومی در مغرب، پیش از گسترش نهادی طریقت‌های بزرگ و زاویه‌های شهری، قرار می‌دهد.

اهمیت اخلاقی او نیز به همان اندازه مرکزی است. گزارش نخستین رنج شدید جسمانی را در کنار صبر، رضا، شکر و صدقه می‌گذارد و روشن‌ترین نمونه آن روایتی است که پس از وخامت شدید حالش به فقرا غذا داد. سنت‌های متأخر این ویژگی‌ها را بزرگ کردند و پایداری او را با صبر پیامبر ایوب مقایسه نمودند، اما هسته تاریخی حتی بدون ماده معجزه‌آسای متأخر نیز نیرومند است. شهرت یوسف نشان می‌دهد چگونه فردی با بیماری انگ‌خورده می‌توانست نه فقط رنج‌بری منفعل، بلکه صاحب انضباط دینی و بخشندگی به یاد آید که رفتارش احترام برانگیخت.

زندگینامه او همچنین تاریخ اجتماعی مراکش قرون وسطی را روشن می‌کند. حارة الجذامی فضایی برای جداسازی افراد مبتلا به بیماری مزمن و هراس‌انگیز بود، اما در همان حال جامعه‌ای انسانی و معنوی بود که با زاهدانی چون ابوعصفور و یوسف پیوند داشت. ارتقای بعدی یوسف به یکی از اولیای اصلی شهر، انگ مرتبط با محیط زندگی او را به شکلی چشمگیر وارونه می‌کند. تداوم دفن او لایه‌ای دیگر از اهمیت می‌افزاید: منبعی نزدیک‌به‌عصر رابطه‌الغار بیرون باب اغمات را نام می‌برد و پژوهش جدید مغرب، غار باقی‌مانده در آرامگاه فعلی را محل دفن او می‌داند.

سنت هفت اولیا قرن‌ها پس از مرگ یوسف نقشی تازه و در سطح شهر به یاد او داد. در اواخر سده هفدهم، مسیر منظم مراکش آرامگاه او را نخستین ایستگاه ترتیب قرار داد که به‌طور سنتی روز سه‌شنبه زیارت می‌شود. این تحولی پس از مرگ بود و نباید به زندگی او نسبت داده شود، بااین‌حال جغرافیای مقدس مراکش را عمیقاً شکل داد و یوسف را بخشی از هویت دینی جمعی شهر کرد. اهمیت او بیشتر شد وقتی محله و ناحیه شهری مدرن سیدی یوسف بن علی نام او را گرفت و یاد یک زاهد قرون وسطایی در جغرافیای رسمی کلان‌شهری جدید ثبت شد.

در مجموع، این لایه‌ها یوسف بن علی را از چند جهت مهم می‌سازند: گواهی بر زهد آغازین مغرب، نمونه تاریخی پایداری و بخشندگی زیر بیماری شدید، شخصیتی متصل به جغرافیای اجتماعی طرد، صاحب یک محل دفن قرون وسطایی با تعیین مکانی قوی، و ولی‌ای که پذیرش پس از مرگش به شکل‌گیری نقشه عبادی و واژگان شهری مراکش کمک کرد.

پیوندهای خانوادگی

منابع

al-Tashawwuf ila Rijal al-Tasawwuf wa Akhbar Abi al-Abbas al-Sabti | Yusuf ibn Yahya al-Tadili (Ibn al-Zayyat, d. 627 AH) | Critical-edition tradition; Yusuf ibn Ali entry p. 312 in the 2nd ed. cited by Moroccan scholarship; work compiled c.617 AH | https://books.google.com/books?id=Txe3eI1VY_MC | زندگینامه نزدیک‌به‌عصر؛ استاد مستقیم ابوعصفور؛ حارة الجذامی؛ وفات در رجب 593 هجری؛ دفن در رابطه‌الغار؛ نویسنده شخصاً یوسف را دید؛ صبر و ماجرای غذادادن به فقرا
Yusuf ibn Ali al-Sanhaji | Dr. Jamal Bami / al-Rabita al-Muhammadiyya lil-Ulama | Article dated 27 Oct 2016; directly quotes al-Tashawwuf p.312 and compares later sources | https://www.mithaqarrabita.ma/%D9%8A%D9%88%D8%B3%D9%81-%D8%A8%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A-%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AC%D9%8A | جمع‌بندی انتقادی مغربی؛ تداوم غار؛ زنجیره ابوعصفور؛ ضعف ادعای خویشاوندی ابومدین؛ وفات/دفن؛ محدودیت منابع
Sidi Yusuf ibn Ali mausoleum restoration | Moroccan Ministry of Habous and Islamic Affairs | official tender notice, 27 Mar 2025 | https://www.habous.gov.ma/component/mtree/%D8%B7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D9%88%D8%B6/%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%85%D9%8A%D9%85/9177.html?Itemid=146 | شناسایی رسمی کنونی آرامگاه سیدی یوسف بن علی در مراکش و مرمت آن
Iyyad among the Seven Men | Moroccan Ministry of Habous and Islamic Affairs, Da'wat al-Haqq | Historical essay; electronic pagination | https://www.habous.gov.ma/daouat-alhaq/item/5494 | مسیر هفت اولیا، سنت یوسی، یوسف نخستین ایستگاه، وفات 593 هجری، یاد غار/محله جذامیان و منطق جغرافیای زیارت
Marrakech: History, Heritage, Culture and Spirituality | ICOMOS-linked/openarchive heritage guide | Guide p.42 in displayed PDF | https://openarchive.icomos.org/1410/1/marrakech_guide.pdf | سنت تولد/زندگی محلی در مراکش، آموزش ابوعصفور، محله جذامیان، صبر؛ همچنین تبدیل میلادی متعارض وفات و ادعای خاستگاه حمیری/یمنی
Patrimoine: les sept patrons de Marrakech | MAP / Le Matin | 11 Jan 2003 historical notice | https://lematin.ma/journal/2003/Patrimoine--les-sept-patrons-de-Marrakech/24419.html | نام‌گذاری ابویعقوب یوسف بن علی صنهاجی مبتلا، گاه‌شماری 593 هجری، دفن باب اغمات، بیماری و شهرت اخلاقی
A propos de l'etude d'Henry de Castries sur les Sept Saints Patrons de Marrakech | Hamid Triki / Archives du Maroc | Revue des Archives du Maroc no. 2 (2017), pp. 56 ff. | https://www.archivesdumaroc.ma/fr/wp-content/uploads/2024/02/Revue-des-Archives-du-Maroc-2017-FR.pdf | تاریخ‌نگاری هفت ولی مراکش، اهمیت ابن زیات، جایگاه یوسف در مسیر زیارت و بررسی انتقادی سنت متأخر
Les sept patrons de Marrakech | Henri de Castries | Original Hesperis-era study; modern library record for reprint, 80 pp. | https://biblio.ircam.ma/pmb/catalogue/index.php?id=26569&lvl=notice_display | مطالعه علمی دوره جدید درباره سنت هفت اولیا؛ منبع مورد استفاده مورخان بعدی مغرب برای غار/لقب و جغرافیای تاریخی
The special neighborhoods in the ancient urban fabric of Marrakesh: the lepers' quarter and Mellah | Afaq / Juma Al Majid Center | Issue 103; article PDF | https://www.almajidcenter.org/wp-content/uploads/2022/05/Publication/Attachments/Afaq%20Magazine/issue%20103.pdf | تاریخ اجتماعی-شهری حارة الجذامی؛ استناد به التشوف درباره ابوعصفور و محله قرون وسطایی جذامیان بیرون مراکش
The impact of urban expansion on landscape: case of the Sidi Youssef Ben Ali district, Marrakech | Abdelmajid Gutiti and El Mostafa Hassani / Cadi Ayyad University | Rivages 10/2 (2024), pp. 151-167 | https://revues.imist.ma/index.php/rivages/article/download/52703/27901/151610 | تحول شهری جدید پیرامون آرامگاه، شکل‌گیری اولیه نزدیک باب اغمات و پیوند با محل حاره جذامیان
Rehabilitation of waqf properties in old cities | Moroccan Ministry of Habous and Islamic Affairs | 2013 program notice | https://habous.gov.ma/component/content/article/786-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%82%D9%81%D9%8A%D8%A9/5714-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%82%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%82%D9%81%D9%8A%D8%A9.html | مرمت رسمی و نگهداری میراثی آرامگاه سیدی یوسف بن علی در مراکش
Marrakesh Medina map / historic visitor map | historical city-map publication | map showing Tomb/Zaouia of Sidi Youssef Ben Ali near Bab Aghmat | https://www.bengio.net/dreamwo/siti/pdf/marrakesh.pdf | تأیید مکانی جای آرامگاه/زاویه سیدی یوسف بن علی نسبت به باب اغمات و مدینه
Shrine and Zawiya of Sidi Yusuf ibn Ali | AfricaBizInfo / mapped business-location record | Current location record; Plus Code J2FH+27G, Marrakesh 40000 | https://www.africabizinfo.com/ar-MA/%D8%B6%D8%B1%D9%8A%D8%AD-%D9%88-%D8%B2%D8%A7%D9%88%D9%8A%D8%A9-%D8%B3%D9%8A%D8%AF%D9%8A-%D9%8A%D9%88%D8%B3%D9%81-%D8%A8%D9%86-%D8%B9%D9%84%D9%8A | نقطه مرجع جدید مکان که برای بازیابی مختصات دقیق آرامگاه فعلی به کار رفت

💬 دیدگاه بازدیدکنندگان

هنوز دیدگاه تأییدشده‌ای نیست؛ نخستین دیدگاه را شما بنویسید.

دیدگاه پس از تأیید مدیریت منتشر می‌شود.