سفیان ثوری در کوفه متولد شد. تاریخ اصلیِ کلاسیک برای تولد او ۹۷ هجری است، در حالی که وکیع ۹۸ هجری را بهعنوان قولی ثانوی نقل میکند. گزارشی که سفیان در سال ۱۵۸ هجری سن خود را شصتویک سال گفته، تاریخ ۹۷ هجری را تأیید میکند.
سفیان ثوری
PER-000428
شخص صالح
تأییدشده
فقط منطقه کلی معلوم
حوزه تاریخی مشترک
⚙️ چاپ، اشتراک و گزینههای دیگر
سفیان ثوری، ابوعبدالله سفیان بن سعید بن مسروق ثوری کوفی، از اثرگذارترین محدثان، فقیهان و زاهدان سده دوم اسلامی بود. سنت اصلی زندگینامهای تولد او را در کوفه در سال ۹۷ هجری قرار میدهد و سال ۹۸ هجری را بهعنوان قول فرعی محدود حفظ میکند. او در خانوادهای علمی پرورش یافت: پدرش سعید بن مسروق راوی ثقه کوفی بود و مادرش که نامش ثبت نشده، از دانشاندوزی او پشتیبانی میکرد و سفارش میکرد دانش را با اثرش بر اخلاق بسنجد. سفیان از شبکه بسیار گستردهای از استادان آموخت و بعدها چهرههای بزرگی چون شعبه، مالک بن انس، عبدالله بن مبارک، یحیی قطان، عبدالرحمن بن مهدی، وکیع، عبدالرزاق و سفیان بن عیینه از او روایت کردند. ناقدان کلاسیک او را در مقام امام حدیث بسیار بلندمرتبه دانستند، در عین حال نکته فنی تدلیس او را نیز ثبت کردند؛ بنابراین هر سند بهصورت جداگانه همچنان نیازمند بررسی معمول حدیثی بود.
سفیان همچنین فقیه بزرگ کوفی، مفسر و آموزگار زهد بود. آرای فقهی او بهطور گسترده نقل شد و یاد مکتب ثوری در سنت علمیِ بعدی باقی ماند، هرچند میراث او را بهتر است میراث یک فقیه مستقل و بزرگ کوفی دانست. مجموعهای جزئی از مواد تفسیریِ نخستین نیز به نام او منتقل شده است. زهد او بر کسب حلال، استقلال مالی و استقلال علمی از حاکمان تأکید داشت. او در سال ۱۵۵ هجری کوفه را ترک کرد و دوره پایانی زندگی را در بصره پنهان گذراند. پسرش سعید پیش از او درگذشت. سفیان در شعبان ۱۶۱ هجری در بصره وفات یافت و شبانه در همان شهر دفن شد. در یک گزارش کلاسیک کرامت مرتبط با زمزم، مشاهدهگری باقیمانده نوشیدنی سفیان را در سه نوبت بهترتیب مانند سویق بادام، آب آمیخته با عسل و شیر آمیخته با شکر تجربه کرد؛ لالکائی و ابونعیم همان مسیر اصلی نقل را حفظ کردهاند.
بر پایه گاهشماری غالب کلاسیک، سفیان ثوری در شعبان ۱۶۱ هجری در بصره درگذشت. برخی منابع زمانی ۱۶۲ هجری را بهعنوان قولی ثانوی حفظ کردهاند، اما سنت زندگینامهای قویتر ۱۶۱ هجری را ترجیح میدهد. دوره پایانی زندگی او دور از کوفه و در حال پنهانزیستی از قدرت عباسی در بصره گذشت.
نوع مکان: شهر تاریخیِ دفن که در سطح عمومی با بصره شناخته میشود. گزارشهای نخستین زندگینامهای میگویند سفیان ثوری در بصره درگذشت و شبانه در همان شهر دفن شد، زیرا یارانش میخواستند از توجه حاکمان دور بمانند. صبح روز بعد یارانش به قبر او رفتند و در آنجا نماز خواندند. این گزارش برای بصره جایگاهی تاریخی و استوار در حافظهٔ دفن او فراهم میکند.
زندگینامه و معرفی تاریخی
سفیان ثوری در کوفه و در خانوادهای علمی به دنیا آمد. نام کامل او ابوعبدالله سفیان بن سعید بن مسروق ثوری کوفی بود. ذهبی نسب بلندتری را از طریق ثور بن عبد منات از شاخه طابخه مضر حفظ کرده و صریحا ادعای جایگزین را که نسبت او به ثورِ همدان میدانست رد کرده است.
سال اصلی تولد ۹۷ هجری است. ذهبی این تاریخ را میآورد، درحالیکه وکیع ۹۸ هجری را بهعنوان قولی دیگر حفظ کرده است. گزارشی که میگوید سفیان در سال ۱۵۸ هجری سن خود را شصتویک سال دانسته با توالی ۹۷ هجری سازگار است؛ ازاینرو ۹۷ هجری بدون حذف قول فرعی، تاریخ عمومی قویتر است.
پدرش سعید بن مسروق ثوری راوی ثقه کوفی بود و با چهرههایی چون شعبی و خیثمه بن عبدالرحمن ارتباط داشت. از ناقدان کلاسیک، از جمله یحیی بن معین، ابوحاتم، عجلی و نسائی، نقل شده که او را ثقه دانستهاند. برادران سفیان، عمر و مبارک، نیز بخشی از همین خانواده علمی بودند.
مادرش در طلب دانش از او پشتیبانی عملی و اخلاقی کرد. گزارشی کهن میگوید او سفیان را به دانشآموزی تشویق کرد، پیشنهاد داد با ریسندگی هزینهاش را تأمین کند و به او آموخت که ارزش دانش باید در اخلاق، بردباری و وقار آشکار شود.
دامنه استادان او بسیار گسترده بود. پروندههای زندگینامهای کلاسیک اعمش، منصور بن معتمر، سلمه بن کهیل، ابواسحاق سبیعی، ایوب سختیانی، جعفر صادق، حماد بن ابی سلیمان، زید بن اسلم، ربیعه الرأی و بسیاری دیگر از عالمان کوفه، حجاز، بصره و شام را دربر میگیرند.
شاگردان او نیز بسیار برجسته بودند. شعبه بن حجاج، مالک بن انس، عبدالله بن مبارک، یحیی بن سعید قطان، عبدالرحمن بن مهدی، وکیع بن جراح، عبدالرزاق صنعانی و سفیان بن عیینه در شمار کسانیاند که از او روایت کردهاند.
سنت نقد حدیث او را در بالاترین مراتب قرار داد. ابن ابی حاتم وصف شعبه را حفظ کرده که او را «امیرالمؤمنین در حدیث» خوانده است، و ذهبی او را استادی بزرگ در حفظ، دانش منقول، فقه، خوف از خدا و سلوک زاهدانه معرفی میکند. در عین حال زندگینامههای نقادانه ثبت میکنند که سفیان تدلیس میکرد. بنابراین اقتدار بسیار بالای شخصی او ضرورت ارزیابی هر سند را بر پایه قواعد فنی معمول از میان نمیبرد.
سفیان فقیهی بزرگ نیز بود. آرای فقهی او بهطور گسترده نقل شد و دستهبندیهای متأخر گاه از مکتب ثوری سخن میگویند. تصویر تاریخی ظریفتر است: پژوهش انتقادی جدید درباره منابع، همسویی نیرومند او با سنت گسترده فقهی کوفه و نشانههای نسبتا اندک از یک مکتب مستقل پایدار پس از او را نشان میدهد. پس بهترین توصیف این است که او فقیه مستقل و بزرگ کوفی بود که اندیشهاش همپوشانی مهمی با محیط فقهی منطقهای داشت.
مواد تفسیری نیز به نام سفیان نقل شد. نسخه چاپی موجود از تفسیر سفیان ثوری از طریق روایت ابوجعفر محمد بن ابی حذیفه نهدی باقی مانده، اما شاهد موجود هم در آغاز و هم در پایان ناقص است و تنها بخشی از قرآن را پوشش میدهد. این متن شاهدی مهم برای انتقال تفسیر نخستین است، بیآنکه بتوان آن را دستنوشته کامل و دستنخورده مؤلف دانست.
زهد او عملی بود، نه انفعال اقتصادی. گزارشهای کلاسیک بارها او را با کسب حلال، تجارت، خوداتکایی مالی و این باور پیوند میدهند که مال میتواند مؤمن را از وابستگی به حاکمان و مردم حفظ کند. بنابراین کنارهگیری او متوجه دلبستگی، سازش و حمایت سیاسی بود، نه هرگونه دارایی یا کار.
رابطه او با قدرت سیاسی بهتدریج پرتنشتر شد. منابع کلاسیک او را عالمی میدانند که از پذیرش منصب پرهیز داشت و نمیخواست دانشش را به دربار عباسی گره بزند. مزی و ابونعیم گزارش میکنند که در سال ۱۵۵ هجری کوفه را ترک کرد و بازنگشت و سرانجام دوره پایانی زندگی را پنهانی در بصره گذراند.
زندگی زناشویی او در منابع کلاسیک زندگینامهای ثبت شده است. ابن ابیالدنیا پسرش سعید بن سفیان را نام میبرد و گزارشهای بسیار محبتآمیزی از رابطه سفیان با او حفظ کرده است. سعید پیش از پدرش درگذشت و از وکیع نقل شده که سفیان نسل زندهای بر جای نگذاشت.
در یک گزارش کلاسیک کرامت مرتبط با زمزم، مشاهدهگری از هرات چند بار از باقیمانده نوشیدنی پیرمردی نوشید. بار نخست مزهٔ آن مانند سویق بادام، بار دوم مانند آب آمیخته با عسل و بار سوم مانند شیر آمیخته با شکر بود. در دیدار سوم پیرمرد خود را سفیان ثوری معرفی کرد و خواست هویتش تا پس از وفات او پنهان بماند.
ابونعیم همان هستهٔ داستان را از همان خط اصلی نقل حفظ کرده و مشاهدهگر را عبدالله هروی نامیده است و میافزاید که آن نوشیدنی تا روز بعد او را بینیاز کرد. این خبر بهعنوان روایت کلاسیک کرامت با سند منقول طبقهبندی میشود و دو منبع، صورتهای موازی همان مسیر اصلی را حفظ کردهاند.
سفیان ثوری در بصره در شعبان سال ۱۶۱ هجری درگذشت. تاریخ ثانوی ۱۶۲ هجری نیز نقل شده، اما ۱۶۱ هجری تاریخ اصلی در سنت زندگینامهای کلاسیک است. گزارشهای نخستین میگویند او شبانه در بصره دفن شد و صبح روز بعد یارانش به قبر او رفتند و در آنجا نماز خواندند.
سال اصلی تولد ۹۷ هجری است. ذهبی این تاریخ را میآورد، درحالیکه وکیع ۹۸ هجری را بهعنوان قولی دیگر حفظ کرده است. گزارشی که میگوید سفیان در سال ۱۵۸ هجری سن خود را شصتویک سال دانسته با توالی ۹۷ هجری سازگار است؛ ازاینرو ۹۷ هجری بدون حذف قول فرعی، تاریخ عمومی قویتر است.
پدرش سعید بن مسروق ثوری راوی ثقه کوفی بود و با چهرههایی چون شعبی و خیثمه بن عبدالرحمن ارتباط داشت. از ناقدان کلاسیک، از جمله یحیی بن معین، ابوحاتم، عجلی و نسائی، نقل شده که او را ثقه دانستهاند. برادران سفیان، عمر و مبارک، نیز بخشی از همین خانواده علمی بودند.
مادرش در طلب دانش از او پشتیبانی عملی و اخلاقی کرد. گزارشی کهن میگوید او سفیان را به دانشآموزی تشویق کرد، پیشنهاد داد با ریسندگی هزینهاش را تأمین کند و به او آموخت که ارزش دانش باید در اخلاق، بردباری و وقار آشکار شود.
دامنه استادان او بسیار گسترده بود. پروندههای زندگینامهای کلاسیک اعمش، منصور بن معتمر، سلمه بن کهیل، ابواسحاق سبیعی، ایوب سختیانی، جعفر صادق، حماد بن ابی سلیمان، زید بن اسلم، ربیعه الرأی و بسیاری دیگر از عالمان کوفه، حجاز، بصره و شام را دربر میگیرند.
شاگردان او نیز بسیار برجسته بودند. شعبه بن حجاج، مالک بن انس، عبدالله بن مبارک، یحیی بن سعید قطان، عبدالرحمن بن مهدی، وکیع بن جراح، عبدالرزاق صنعانی و سفیان بن عیینه در شمار کسانیاند که از او روایت کردهاند.
سنت نقد حدیث او را در بالاترین مراتب قرار داد. ابن ابی حاتم وصف شعبه را حفظ کرده که او را «امیرالمؤمنین در حدیث» خوانده است، و ذهبی او را استادی بزرگ در حفظ، دانش منقول، فقه، خوف از خدا و سلوک زاهدانه معرفی میکند. در عین حال زندگینامههای نقادانه ثبت میکنند که سفیان تدلیس میکرد. بنابراین اقتدار بسیار بالای شخصی او ضرورت ارزیابی هر سند را بر پایه قواعد فنی معمول از میان نمیبرد.
سفیان فقیهی بزرگ نیز بود. آرای فقهی او بهطور گسترده نقل شد و دستهبندیهای متأخر گاه از مکتب ثوری سخن میگویند. تصویر تاریخی ظریفتر است: پژوهش انتقادی جدید درباره منابع، همسویی نیرومند او با سنت گسترده فقهی کوفه و نشانههای نسبتا اندک از یک مکتب مستقل پایدار پس از او را نشان میدهد. پس بهترین توصیف این است که او فقیه مستقل و بزرگ کوفی بود که اندیشهاش همپوشانی مهمی با محیط فقهی منطقهای داشت.
مواد تفسیری نیز به نام سفیان نقل شد. نسخه چاپی موجود از تفسیر سفیان ثوری از طریق روایت ابوجعفر محمد بن ابی حذیفه نهدی باقی مانده، اما شاهد موجود هم در آغاز و هم در پایان ناقص است و تنها بخشی از قرآن را پوشش میدهد. این متن شاهدی مهم برای انتقال تفسیر نخستین است، بیآنکه بتوان آن را دستنوشته کامل و دستنخورده مؤلف دانست.
زهد او عملی بود، نه انفعال اقتصادی. گزارشهای کلاسیک بارها او را با کسب حلال، تجارت، خوداتکایی مالی و این باور پیوند میدهند که مال میتواند مؤمن را از وابستگی به حاکمان و مردم حفظ کند. بنابراین کنارهگیری او متوجه دلبستگی، سازش و حمایت سیاسی بود، نه هرگونه دارایی یا کار.
رابطه او با قدرت سیاسی بهتدریج پرتنشتر شد. منابع کلاسیک او را عالمی میدانند که از پذیرش منصب پرهیز داشت و نمیخواست دانشش را به دربار عباسی گره بزند. مزی و ابونعیم گزارش میکنند که در سال ۱۵۵ هجری کوفه را ترک کرد و بازنگشت و سرانجام دوره پایانی زندگی را پنهانی در بصره گذراند.
زندگی زناشویی او در منابع کلاسیک زندگینامهای ثبت شده است. ابن ابیالدنیا پسرش سعید بن سفیان را نام میبرد و گزارشهای بسیار محبتآمیزی از رابطه سفیان با او حفظ کرده است. سعید پیش از پدرش درگذشت و از وکیع نقل شده که سفیان نسل زندهای بر جای نگذاشت.
در یک گزارش کلاسیک کرامت مرتبط با زمزم، مشاهدهگری از هرات چند بار از باقیمانده نوشیدنی پیرمردی نوشید. بار نخست مزهٔ آن مانند سویق بادام، بار دوم مانند آب آمیخته با عسل و بار سوم مانند شیر آمیخته با شکر بود. در دیدار سوم پیرمرد خود را سفیان ثوری معرفی کرد و خواست هویتش تا پس از وفات او پنهان بماند.
ابونعیم همان هستهٔ داستان را از همان خط اصلی نقل حفظ کرده و مشاهدهگر را عبدالله هروی نامیده است و میافزاید که آن نوشیدنی تا روز بعد او را بینیاز کرد. این خبر بهعنوان روایت کلاسیک کرامت با سند منقول طبقهبندی میشود و دو منبع، صورتهای موازی همان مسیر اصلی را حفظ کردهاند.
سفیان ثوری در بصره در شعبان سال ۱۶۱ هجری درگذشت. تاریخ ثانوی ۱۶۲ هجری نیز نقل شده، اما ۱۶۱ هجری تاریخ اصلی در سنت زندگینامهای کلاسیک است. گزارشهای نخستین میگویند او شبانه در بصره دفن شد و صبح روز بعد یارانش به قبر او رفتند و در آنجا نماز خواندند.
اهمیت تاریخی و میراث
اهمیت تاریخی سفیان ثوری از آنجاست که در نقطه تلاقی نقد حدیث، فقه، تفسیر قرآن و زهد اسلامی نخستین قرار دارد. استادان و شاگردان او بسیاری از شبکههای علمی بزرگ سده دوم اسلامی را به هم پیوند میدهند و سنت نقد او را در شمار برجستهترین مراجع حدیثی عصرش قرار داد.
میراث فقهی او نیز به همان اندازه مهم است. آرای سفیان بهطور گسترده رواج یافت و نویسندگان متأخر از مکتب ثوری یاد کردند، اما شواهد باقیمانده از فقیه مستقل و بزرگ کوفی حکایت دارد که مواضعش همپوشانی قابل توجهی با سنت گستردهتر کوفه داشت. این امر فقه او را از نظر تاریخی مهم میکند، بیآنکه آن را به قالب نهادی متأخر چهار مذهب پایدار اهل سنت تحمیل کند.
مواد تفسیری باقیمانده او بعد دیگری میافزاید. تفسیر جزئی منقول ثوری شاهدی مهم بر انتقال تفسیر نخستین است، اما بقای ناقص آن هشدار میدهد که هر متنی با نام یک عالم مشهور نخستین را نباید کتاب کامل مؤلفی دانست که بدون تغییر حفظ شده است.
چهره زاهدانه و سیاسی سفیان نیز اثرگذار شد. تأکید او بر کسب حلال، استقلال مالی و فاصله از حاکمان برای عالمان بعدی الگویی از استقلال فکری فراهم کرد. خروج او از کوفه و پنهانزیستی نهایی در بصره نشان میدهد که تا چه اندازه از این استقلال پاسداری میکرد.
گزارش زمزم در سنت متأخر کرامات سفیان جایگاهی مهم دارد. لالکائی و ابونعیم صورتهای موازیِ همان مسیر اصلی نقل را حفظ کردهاند که بر سه مزهٔ متفاوت و آشکار شدن هویت سفیان در پایان تمرکز دارد. حفظ آن بهعنوان گزارش کلاسیک کرامت با سند منقول، با جایگاه منبعی آن سازگار است.
میراث فقهی او نیز به همان اندازه مهم است. آرای سفیان بهطور گسترده رواج یافت و نویسندگان متأخر از مکتب ثوری یاد کردند، اما شواهد باقیمانده از فقیه مستقل و بزرگ کوفی حکایت دارد که مواضعش همپوشانی قابل توجهی با سنت گستردهتر کوفه داشت. این امر فقه او را از نظر تاریخی مهم میکند، بیآنکه آن را به قالب نهادی متأخر چهار مذهب پایدار اهل سنت تحمیل کند.
مواد تفسیری باقیمانده او بعد دیگری میافزاید. تفسیر جزئی منقول ثوری شاهدی مهم بر انتقال تفسیر نخستین است، اما بقای ناقص آن هشدار میدهد که هر متنی با نام یک عالم مشهور نخستین را نباید کتاب کامل مؤلفی دانست که بدون تغییر حفظ شده است.
چهره زاهدانه و سیاسی سفیان نیز اثرگذار شد. تأکید او بر کسب حلال، استقلال مالی و فاصله از حاکمان برای عالمان بعدی الگویی از استقلال فکری فراهم کرد. خروج او از کوفه و پنهانزیستی نهایی در بصره نشان میدهد که تا چه اندازه از این استقلال پاسداری میکرد.
گزارش زمزم در سنت متأخر کرامات سفیان جایگاهی مهم دارد. لالکائی و ابونعیم صورتهای موازیِ همان مسیر اصلی نقل را حفظ کردهاند که بر سه مزهٔ متفاوت و آشکار شدن هویت سفیان در پایان تمرکز دارد. حفظ آن بهعنوان گزارش کلاسیک کرامت با سند منقول، با جایگاه منبعی آن سازگار است.
پیوندهای خانوادگی
منابع
Siyar A'lam al-Nubala | Shams al-Din al-Dhahabi | vol. 7, pp. 230-242, Sufyan al-Thawri entry | https://www.islamweb.net/ar/library/maktaba/nindex.php?ids=16004&page=showalam | نسب کامل، هویت ثور-طابخه، تولد اصلی ۹۷ هجری، پدر، استادان، رتبه علمی، زهد، استقلال سیاسی، درگذشت پسر پیش از اوTahdhib al-Kamal fi Asma al-Rijal | Yusuf al-Mizzi | vol. 11, Sufyan ibn Sa'id ibn Masruq al-Thawri entry | https://islamweb.net/ar/library/content/1001/2593/ | زندگینامه انتقادی، اجماع علمی، خروج از کوفه، درگذشت در بصره در ۱۶۱ هجری
Tahdhib al-Kamal fi Asma al-Rijal | Yusuf al-Mizzi | vol. 11, Sa'id ibn Masruq al-Thawri entry | https://www.islamweb.net/ar/library/content/1001/2535/ | هویت پدر، احکام وثاقت، برادران عمر و مبارک
Al-Jarh wa al-Ta'dil | Ibn Abi Hatim al-Razi | Sufyan al-Thawri virtue/critical dossier | https://ar.wikisource.org/wiki/%D8%A7%D9%84%D8%AC%D8%B1%D8%AD_%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D9%8A%D9%84_%D9%84%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%A3%D8%A8%D9%8A_%D8%AD%D8%A7%D8%AA%D9%85 | گواهی انتقادی نخستین؛ جایگاه امیرالمؤمنین در حدیث و امامت علمی
Sifat al-Safwa | Ibn al-Jawzi | Sufyan al-Thawri / his mother's advice | https://books.islam-db.com/book/%D8%B5%D9%81%D8%A9_%D8%A7%D9%84%D8%B5%D9%81%D9%88%D8%A9/1000 | پشتیبانی آموزشی مادر بینام و اندرز اخلاقی او
Kitab al-'Iyal | Ibn Abi al-Dunya | reports 160, 160b, 163 | https://al-maktaba.org/book/31616/73326 | نام پسر سعید، محبت پدرانه، درگذشت پسر پیش از سفیان
Hilyat al-Awliya wa Tabaqat al-Asfiya | Abu Nu'aym al-Isfahani | Sufyan al-Thawri dossier | https://www.islamweb.net/ar/library/content/131/1446/?idfrom=&idto=&start= | وجود همسر، درگذشت پسر پیش از او، دفن شبانه به سبب نگرانی از حاکمان، پرونده زهد
Sharh Usul I'tiqad Ahl al-Sunna wa al-Jama'a / Karamat al-Awliya | Hibat Allah al-Lalaka'i | vol. 9 pp. 226-227, report 161 | https://www.islamweb.net/ar/library/content/110/253/ | سند اصلی سی ای ان دی-۰۱۷۹ و عبارت دقیق سه روز زمزم
Hilyat al-Awliya wa Tabaqat al-Asfiya | Abu Nu'aym al-Isfahani | vol. 7, Sufyan al-Thawri section | https://islamweb.net/ar/library/content/131/1446/ | حفظ موازی سی ای ان دی-۰۱۷۹؛ شناسایی ناظر هروی بهعنوان عبدالله هروی؛ همان مسیر اصلی
Tarikh Baghdad | al-Khatib al-Baghdadi | Sufyan al-Thawri biography/death dossier | https://hdith.com/encyclopedia/book/b-82/h/826233 | خروج نهایی از کوفه، گاهشماری درگذشت و فضای بصره
Tadrib al-Rawi | Jalal al-Din al-Suyuti | vol. 2 p. 880, deaths of followed jurists | https://www.islamweb.net/ar/library/content/88/484/ | تولد ۹۷ هجری و درگذشت در بصره در ۱۶۱ هجری
'Ulum al-Hadith | Ibn al-Salah | p. 385, followed jurists chronology | https://www.islamweb.net/ar/library/content/90/193/ | بصره ۱۶۱ هجری و گاهشماری تولد ۹۷ هجری
Fath al-Mughith | al-Sakhawi | vol. 4 p. 337 | https://islamweb.net/ar/library/content/82/364/ | سنت اجماع بر ۱۶۱ هجری؛ جزئیات شعبان و بصره؛ اختلافهای تولد
Sufyan al-Thawri and the Kufans | Christopher Melchert | Journal of Abbasid Studies 9 (2022), pp. 183-209 | https://doi.org/10.1163/22142371-00802005 | تحلیل جدید و انتقادی منابع درباره جغرافیای حدیثی کوفه و زمینه مکتب فقهی
Tafsir Sufyan al-Thawri | attributed/transmitted corpus; riwayat Abu Ja'far Muhammad ibn Abi Hudhayfa al-Nahdi | Dar al-Kutub al-'Ilmiyya, Beirut, 1st ed., 1403 AH/1983 | https://ketabonline.com/ar/books/2845 | شاهد موجود تفسیر جزئی؛ آغاز و پایان ناقص
Project Tafsir Master Catalog | internal project source audit | TW-0016 | internal Library corpus | تأیید شاهد موجود تفسیر جزئی ثوری و جلوگیری از ادعای اغراقآمیز درباره بقای کامل اثر مؤلف
Project Candidate Dedup / Central Person Database | internal project registry | CAND-0179 -> PER-000428 | internal Library corpus | پیوند معتبر کنونی میان نامزد و شخص و پوسته ساختاری محافظتشده پنجزبانه
نگارخانه تصاویر
هنوز تصویر تأییدشدهای موجود نیست.
📤 ارسال تصویر این شخصیت یا مکان
تصویر پیش از تأیید عمومی نخواهد شد.
💬 دیدگاه بازدیدکنندگان
هنوز دیدگاه تأییدشدهای نیست؛ نخستین دیدگاه را شما بنویسید.
دیدگاه پس از تأیید مدیریت منتشر میشود.