ابراهیم خواص: شب شیر و درس شب بعد

کرامت ولی یا صالحتاریخ آغازین
⚙️ چاپ، اشتراک و گزینه‌های دیگر
📱 واتس‌اپ 📧 ایمیل صفحه‌های ذخیره‌شده

کد QR

کد صفحه
کد صفحه

شخصیت‌های مرتبط

قشیری از حامد اسود نقل می‌کند که شبی در بیابان همراه ابراهیم خواص بود که شیری یا درنده‌ای نزدیک شد. حامد از ترس بر درخت رفت، اما ابراهیم خواب ماند؛ حیوان او را از سر تا پا بویید و بی‌آنکه آسیبی برساند رفت. شب بعد حشره‌ای کوچک او را گزید و ابراهیم ناله کرد؛ وقتی حامد تعجب کرد، ابراهیم گفت شب پیش در حالی «با خدا» بود و این شب «با نفس خود» است.

رساله قشیریه از حامد اسود، یکی از همراهان ابراهیم خواص در سفر، ماجرایی روشن و پیوسته نقل می‌کند. حامد می‌گوید با ابراهیم در بیابان سفر می‌کرد و شب را نزدیک درختی گذراندند. در همان شب شیری یا درنده‌ای به آنجا آمد. حامد با دیدن خطر ترسید و برای حفظ جان خود از درخت بالا رفت. او تا صبح بیدار ماند و صحنه را از بالا می‌دید، در حالی که ابراهیم خواص روی پشت خوابیده بود و از جای خود حرکت نمی‌کرد.

در عبارت قشیری آمده است که آن حیوان به ابراهیم نزدیک شد و او را از سر تا پا بویید. روایت نمی‌گوید که ابراهیم با وحشت بیدار شد، برای دور کردن حیوان کوشید یا گریخت. درنده پس از نزدیک شدن و بوییدن او، بدون آنکه آسیبی برساند رفت. حامد این صحنه را از روی درخت مشاهده کرد و تا فرا رسیدن صبح همان‌جا ماند.

ابن جوزی بعدها همین واقعه را در صفة الصفوة با عبارتی اندکی گسترده‌تر حفظ کرده است. در نقل او، درندگان مسافران را احاطه کردند، حامد از ترس به درخت پناه برد و ابراهیم بر پشت خود دراز کشیده بود. این نسخه می‌گوید درندگان از سر تا پای او را می‌لیسیدند و او حرکت نمی‌کرد. این گزارش حادثه‌ای جداگانه نیست، بلکه صورت کلاسیک متأخر همان داستان است و تنها در توصیف صحنه جزئیات بیشتری دارد.

اما بخش تعیین‌کننده داستان در شب بعد رخ می‌دهد. حامد و ابراهیم به جای دیگری رفتند و شب را در مسجدی در یک آبادی ماندند. حشره‌ای کوچک بر صورت ابراهیم نشست و او را گزید و از دهانش ناله‌ای بیرون آمد. حامد شگفت‌زده شد: شب گذشته در برابر درنده‌ای خطرناک هیچ ترس و حرکتی از ابراهیم ندیده بود، ولی اکنون گزیدگی حشره‌ای کوچک او را به واکنش واداشته بود.

پاسخ ابراهیم معنای اصلی روایت را روشن می‌کند. او گفت که شب گذشته در حالی بود که «با خدا» بود، اما این شب در حالی است که «با نفس خود» است. بنابراین خود متن ماجرا را به عنوان ادعای مصونیت جسمانی همیشگی از حیوانات عرضه نمی‌کند؛ بلکه آن را تفاوت میان دو حالت روحی می‌داند: لحظه‌ای از حضور، توکل و بی‌توجهی به خویش، و لحظه‌ای دیگر که انسان درد و حساسیت عادی خود را احساس می‌کند.

قشیری این خبر را با نام حامد اسود نقل کرده و ابن جوزی نیز اصل آن را در منبعی کلاسیک و متأخر حفظ کرده است. با این حال برای همین خبر در مواد موجود سند حدیثی دارای درجه رسمی صحیح یا حسن ارائه نشده است. ازاین‌رو بهتر است با احتیاط به عنوان روایتی صوفیانه و کلاسیک نقل شود و معنای آن در همان توضیحی باقی بماند که به خود ابراهیم نسبت داده شده است.

نتیجه

این گزارش را می‌توان با احتیاط به عنوان روایتی کلاسیک از ابراهیم خواص نقل کرد که محور آن سلامت او در شب درنده و توضیح خودش درباره تفاوت آن حال با درد ناشی از گزیدگی کوچک در شب بعد است.

منابع

Qushayri preserves Hamid al-Aswad’s reported lion narrative, including the contrast with the insect bite the following night.
Sifat al-Safwa preserves the same Hamid al-Aswad lion narrative in a later classical biographical compilation.