آیات، معجزات، کرامات و رویدادهای عبرت‌آموز

رویدادهای تأییدشده را بر پایهٔ دسته‌بندی و انتساب معتبر به ثبت مرکزی اشخاص، همراه با درجهٔ مدرک و منابع اصلی ببینید؛ معجزهٔ نبوی، کرامت، گزارش تاریخی و ادعای جدید از نظر اصطلاحی جدا می‌مانند.

دسته‌های اصلی

کرامت صحابیعبرترحمت یا برکتنتیجهٔ تاریخی

خالد بن ولید رضی‌الله‌عنه در حیره و ماجرای نوشیدن زهر

منابع کلاسیک گزارشی مشهور از حیره حفظ کرده‌اند که در آن خالد بن ولید رضی‌الله‌عنه درباره زهر هشدار داده شد. در روایت مستقیم قیس بن ابی حازم، او می‌گوید خالد را دید که زهری نزد او آوردند؛ خالد پرسید چیست، گفتند زهر است، او نام خدا را برد و آن را نوشید. روایت‌های کهن دیگر نیز ماجرا را در حیره قرار می‌دهند و می‌گویند آسیبی به او نرسید؛ ابن حجر بعدها این سلامت را کرامتی ویژه برای خالد دانست.

خالد بن ولید · PER-000394 · مناقب و کرامات متأخر
کرامت صحابینشانهٔ تأیید نبوینتیجهٔ تاریخی

فریاد عمر رضی‌الله‌عنه: «ای ساریه، کوه!» و شنیدن آن توسط سپاه دوردست

در گزارشی کلاسیک و مشهور از ابن عمر آمده است که عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه هنگام خطبه ناگهان فریاد زد: «ای ساریه، کوه!» بعدتر فرستاده سپاه خبر داد که مسلمانان زیر فشار دشمن بودند، همان هشدار را شنیدند، پشت خود را به کوه تکیه دادند و سپس خدا آنان را پیروز کرد. ابن حجر سند اصلی را حسن دانسته و ابن کثیر نیز آن را سندی خوب و حسن توصیف کرده است.

عمر بن خطاب · PER-000393 · حدیث صحیح
معجزهٔ پیامبررحمت یا برکتتوضیح تفسیری متأخر

ابراهیم علیه‌السلام و چهار پرنده: نشانه‌ای زنده از رستاخیز

سوره بقره ۲:۲۶۰ یکی از روشن‌ترین نشانه‌های قرآنی رستاخیز را بیان می‌کند. ابراهیم علیه‌السلام نپرسید آیا خدا می‌تواند مردگان را زنده کند؛ بلکه خواست ببیند چگونه آنان را زنده می‌کند تا دلش با مشاهده آرامش بیشتری یابد. خدا فرمان داد چهار پرنده بگیرد، بخش‌هایی از آنها را بر کوه‌ها قرار دهد و سپس آنها را فراخواند تا شتابان به سوی او بیایند. تفسیر غالب کلاسیک این صحنه را با ذبح، پراکندن اجزا و بازگشت دوباره آنها به زندگی توضیح می‌دهد.

حضرت ابراهیم علیه‌السلام · PER-000365 · قرآن
نشانهٔ وحیانی یا پیشگوییرحمت یا برکتنتیجهٔ تاریخیتوضیح تفسیری متأخر

ابراهیم علیه‌السلام و همسرش: بشارت اسحاق و یعقوب

قرآن روایت می‌کند که فرستادگان گرامی نزد ابراهیم علیه‌السلام آمدند و با سلام و بشارت وارد شدند. ابراهیم برای پذیرایی گوساله‌ای بریان آورد، اما چون دید آنان به غذا دست نمی‌زنند نگران شد؛ فرشتگان او را آرام کردند و به پسری دانا بشارت دادند. همسر او نیز که از پیری و نازایی خود شگفت‌زده بود، بشارت اسحاق و پس از اسحاق یعقوب را شنید و به رحمت، برکت و حکمت خدا یادآوری شد.

حضرت ابراهیم علیه‌السلام · PER-000365 · قرآن
گزارش تاریخی

رؤیای ابو الحسن شاذلی در شب بیست‌وهفتم رمضان

لطائف المنن از ابو العباس مرسی گزارشی درباره شبی از رمضان در قیروان با استادش ابو الحسن شاذلی حفظ کرده است. آن شب، شب جمعه و بیست‌وهفتم رمضان بود. پس از شبی از عبادت در مسجد جامع، شاذلی صبح آن را شب قدر نامید و از خوابی سخن گفت که در آن رسول خدا ﷺ را دیده و تعلیمی روحانی درباره پاکی، محبت، معرفت، توحید، ایمان و اسلام دریافت کرده بود.

ابوالحسن شاذلی · PER-000438 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالحپذیرش دعا

حبیب عجمی و ادعای دروغین سیصد درهم و دعای سلامتی پس از توبه

لالکائی گزارشی کهن حفظ کرده است که در آن مردی ناشناس به دروغ ادعا می‌کند حبیب عجمی سیصد درهم به او بدهکار است. حبیب ماجرا را به نزاع عمومی تبدیل نکرد؛ از او خواست بازگردد، وضو گرفت، نماز خواند و با دعایی مشروط داوری میان راستی و دروغ را به خدا سپرد. بر پایه گزارش، مرد سپس با فلج شدن یک سوی بدن بازگردانده شد، اعتراف کرد که بدهی ساختگی بوده تا حبیب از مردم شرم کند و پول بدهد، قول داد تکرار نکند و پس از دعای حبیب برای سلامتی برخاست.

حبیب عجمی · PER-000426 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالح

آخرین شب ابو الحسن شاذلی در حمیثره و ماجرای چاه

ابن صباغ روایتی نام‌دار از شرف الدین، پسر ابو الحسن شاذلی، درباره سفر آخر او به حج و شب پایانی در حمیثره حفظ کرده است. شاذلی از آب شور چاه محلی خواست، از آن نوشید و فرمان داد باقیمانده آب به چاه بازگردانده شود؛ پسرش روایت می‌کند که پس از آن آب شیرین‌تر و فراوان‌تر شد. همان شب شاذلی تا سحر به ذکر خدا مشغول بود، سپس درگذشت و در حمیثره به خاک سپرده شد.

ابوالحسن شاذلی · PER-000438 · تاریخ آغازین
گزارش تاریخی

سفر یحیی به اندلس و شناختن او توسط ابن مکنون در نخستین دیدار

لطائف المنن نقلی نام‌دار در سنت شاذلی از ابو زکریا یحیی بلبيسی حفظ کرده است؛ او پس از همراهی با ابو الحسن شاذلی به سوی اندلس سفر کرد. شاذلی هنگام خداحافظی به او سفارش کرد ابو العباس ابن مکنون را پیدا کند. وقتی یحیی سرانجام نزد ابن مکنون رسید، بنا بر روایت او در همان نخستین دیدار یحیی را به نام صدا زد، به دیدار او با شیخ بزرگ اشاره کرد و بلافاصله سخن خصوصی‌ای را یادآور شد که ابو الحسن درباره خودش به یحیی گفته بود.

ابوالحسن شاذلی · PER-000438 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالحآزمایشرحمت یا برکت

ابراهیم خواص رحمه الله و سواری که او را تا نزدیکی مدینه برد

قشیری از ابراهیم خواص رحمه الله گزارشی از سفری در حجاز نقل می‌کند که در آن تشنگی چنان شدید شد که او بر زمین افتاد. سپس آب بر چهره‌اش ریخته شد و وقتی چشم گشود، مردی خوش‌سیما را بر مرکبی روشن‌رنگ دید که به او آب داد و خواست پشت سرش سوار شود. پس از زمانی کوتاه، ابراهیم گفت مدینه را می‌بیند. سوار سپس از او خواست پیاده شود و سلامش را به رسول خدا ﷺ برساند و در همان پیام خود را خضر معرفی کرد.

ابراهیم خواص · PER-000437 · مناقب و کرامات متأخر
گزارش تاریخی

بشر حافی و مهمانی که خود را خضر معرفی کرد

رساله قشیریه نقل می‌کند که بشر حافی وارد خانه شد و مردی را در آنجا یافت. وقتی پرسید او کیست و چگونه بدون اجازه وارد شده، مرد خود را خضر معرفی کرد. بشر از او دعا خواست و دو دعا نقل شد: آسان شدن اطاعت خدا و پوشیده ماندن همان اطاعت. قوت القلوب نیز اصل این دعا را حفظ کرده و معنای پوشیدگی را در زمینه اخلاص توضیح می‌دهد.

بشر حافی · PER-000454 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالح

ابراهیم بن ادهم رحمه الله و خرمای تازه از درخت بلوط

منابع کلاسیک اسلامی کرامتی کوتاه را از ابراهیم بن ادهم رحمه الله نقل کرده‌اند که بر پایه آن، او از درختان بلوط رطب، یعنی خرمای تازه و رسیده، می‌چید. ابن ابی‌الدنیا صورت کهنی از این خبر را ثبت کرده و پس از او ابو نعیم، ابن عساکر و ذهبی نیز اصل همین حکایت را حفظ کرده‌اند. شگفتی روایت روشن است: میوه خرمای تازه است، در حالی که منبع از درخت بلوط سخن می‌گوید. داستان در اینجا همان‌گونه که منابع نقل کرده‌اند بازگو می‌شود و مکان، فصل یا صحنه‌ای که در خبر اصلی نیامده به آن افزوده نشده است.

ابراهیم بن ادهم · PER-000430 · مناقب و کرامات متأخر
نجات الهینشانهٔ تأیید نبویعبرتحجت بر مخالفاننتیجهٔ تاریخیتوضیح تفسیری متأخر

ابراهیم علیه‌السلام در آتش: از فرمان سوزاندن تا نجات الهی

قرآن می‌گوید مخالفان ابراهیم علیه‌السلام پس از ناتوانی در پاسخ به استدلال او درباره بت‌ها تصمیم گرفتند او را برای دفاع از معبودهایشان بسوزانند. آنان او را در آتش افکندند، اما خدا به آتش فرمان داد بر ابراهیم سرد و ایمن باشد و در آیه‌ای دیگر صریحا می‌گوید که او را از آتش نجات داد. صحیح بخاری نیز از ابن عباس نقل می‌کند که ابراهیم هنگام افکنده شدن در آتش گفت: «حسبنا الله ونعم الوكيل».

حضرت ابراهیم علیه‌السلام · PER-000365 · قرآن