او در کوت کرور نزدیک ملتان به دنیا آمد. سال دقیق تولد قطعی نیست؛ منابع معتبر سالهای 565، 566 و578ق را بهعنوان اقوال مختلف حفظ کردهاند، در حالی که زندگینامه عمومی کنونی اوقاف پنجاب حدود 1170م را ذکر میکند. بنابراین هیچ سالی بدون اختلاف قطعی معرفی نمیشود.
ابومحمد بهاءالدین زکریای ملتانی سهروردی رحمهالله
یادداشت پژوهشی نسب — مشاهده بیشتر
زندگینامه علمیِ دانشنامه وقف دیانت ترکیه او را ابومحمد بهاءالدین زکریا بن وجیهالدین بن کمالالدین ملتانی معرفی میکند؛ ازاینرو وجیهالدین بهعنوان پدر حفظ شده و هیچ کد دائمیِ شخص بهطور ساختگی ایجاد نشده است. روایتهای متأخر نسبی قریشی/هاشمی نقل میکنند، اما این نسب در اینجا با یک سند اولیه نسبشناختی بهطور مستقل اثبات نشده و در حد یک سنت نسبیِ گزارششده باقی میماند. این دانشنامه صدرالدین را جانشین اصلی در میان هفت پسر معرفی میکند و ازدواج فخرالدین عراقی با یکی از دختران زکریا را ثبت کرده است؛ اطلاعات ناقص فرزندان بهناحق به فهرست ساختاریِ کامل تبدیل نشده است.
PER-000925
عالم صوفی
تأییدشده
محل دفن نامعلوم
حوزه منبع اهل سنت
⚙️ چاپ، اشتراک و گزینههای دیگر
ابومحمد بهاءالدین زکریای ملتانی سهروردی رحمهالله از صوفیان و عالمان برجسته سده هفتم هجری/سیزدهم میلادی و از چهرههای اصلی گسترش و تثبیت طریقت سهروردیه در جنوب آسیا بود. منابع معتبر شرححال، زادگاه او را کوت کرور نزدیک ملتان میدانند و چند قول متفاوت درباره سال تولد او ثبت کردهاند. پیوند او با شهابالدین عمر سهروردی در بغداد، خانقاه بزرگش در ملتان، شبکه شاگردان و جانشینانش و آرامگاه شناختهشده او بر تپه قلعه قدیم ملتان، عناصر اصلی هویت تاریخی او هستند.
درباره تاریخ وفات نیز اختلاف وجود دارد. دانشنامه اسلام ترکیه وفات را در 7 صفر با دو قول 661ق/1262م و666ق/1267م ثبت میکند؛ پرونده رسمی باستانشناسی پاکستان 1170–1262م را میآورد و صفحه عمومی کنونی اوقاف پنجاب سال 1268م را ذکر میکند. این اختلاف بهجای یکسانسازی اجباری، صریحاً حفظ شده است.
اداره باستانشناسی و موزههای پاکستان، بنای حفاظتشده در بخش شمالشرقی قلعه قدیم ملتان را آرامگاه بهاءالدین زکریا معرفی میکند و صریحاً میگوید بقایای او در آن قرار دارد. همین مزار تحت شناسایی و مدیریت اوقاف پنجاب است. موقعیت نقشهای رسمی با موقعیت ذخیرهشده در پرونده اهداشده کاملاً یکسان تشخیص داده شد؛ بنابراین وضعیت مکان بهصورت مزار تأییدشده حفظ شده است.
زندگینامه و معرفی تاریخی
ابومحمد بهاءالدین زکریای ملتانی سهروردی رحمهالله، که با لقبهای بهاءالحق و شیخالاسلام نیز شناخته میشود، از اثرگذارترین عالمان صوفی جنوب آسیا در سده هفتم هجری/سیزدهم میلادی بود. زندگی او ملتان را به یکی از مراکز بزرگ طریقت سهروردیه تبدیل کرد که مشرق اسلامی را با شبهقاره پیوند میداد. درباره سال تولد او اختلاف وجود دارد؛ منابع شرححال سالهای 565، 566 و578 هجری را حفظ کردهاند و خلاصههای جدید تولد او را عموماً در اواخر سده دوازدهم میلادی در کوت کرور نزدیک ملتان قرار میدهند. بنابراین هیچ سالی به عنوان تاریخ قطعی و بیاختلاف تحمیل نمیشود.
آموزش آغازین او قرآن، فقه و علوم نقلی را دربر میگرفت. منابع زندگینامهای میگویند پس از سالها تحصیل برای تکمیل دانش خود به خراسان و بخارا رفت و سپس مدتی طولانی در حجاز ماند. در مدینه از کمالالدین محمد یمنی اجازه گرفت. این سفرها او را در شبکهای علمی قرار داد که پنجاب، آسیای مرکزی، حجاز و عراق را به هم متصل میکرد. هویت فقهی او حنفی بود و منابع بعدی تصوف او را با دانش رسمی دینی و نهادهای آموزشی پیوند میدهند، نه جدا از فقه و جامعه.
مرحله تعیینکننده در تربیت روحانی او در بغداد رخ داد؛ جایی که به خانقاه شهابالدین ابوحفص عمر سهروردی، نویسنده عوارف المعارف، وارد شد. تراجم متأخر میگویند بهاءالدین در زمانی بسیار کوتاه دوره سلوک را به پایان رساند و برای نمایندگی طریق سهروردی اجازه گرفت. پژوهش جدید درباره انتقال نخستین عوارف المعارف نیز اهمیت اجازه، سماع و شبکههای علمی را در گسترش تعلیم عمر سهروردی نشان میدهد. بنابراین بازگشت او به شرق تنها بازگشت یک مرید نبود، بلکه انتقال الگوی منظم مؤسسهای و متنی سهروردیه بود.
پس از بازگشت به ملتان، بهاءالدین خانقاهی نیرومند و مرکز آموزشی پایداری ایجاد کرد. در منابع متأخر داستانی نمادین آمده است که عالمان محلی برای نشان دادن پر بودن شهر از اهل علم، کاسهای پر از شیر نزد او فرستادند؛ او گلی روی شیر گذاشت و کاسه را بازگرداند، گویی میگفت میتوان حضور تازهای افزود بیآنکه کسی کنار زده شود. هرچند داستان رنگ ادبی دارد، معنای تاریخی آن روشن است: او وارد شهری فعال از نظر علمی شد و در همانجا مرکز تازهای ساخت که تجار، طالبان، عالمان و مریدان را جذب کرد.
روش روحانی او در چند جهت با سنت چشتی معاصر متفاوت بود. زندگینامهها او را کمتر وابسته به فقر شدید و ریاضت، پذیراتر نسبت به دارایی و منابع نهادی، و محتاطتر در برابر سماع معرفی میکنند. درباره توان اقتصادی خانقاه و انبارهای پر آن نیز گزارشهایی وجود دارد. همین مسئله موجب نقد برخی زاهدان شد، اما بهاءالدین با بزرگان چشتی مانند قطبالدین بختیار کاکی و بابا فرید روابط دوستانه داشت. پس این تفاوت را باید اختلاف دو الگوی صوفیانه در رابطه با ثروت، نهاد و سیاست دانست، نه دشمنی مطلق میان دو طریقت.
رابطه او با حکومت از نظر تاریخی بسیار مهم بود. او در تلاش شمسالدین ایلتتمش برای گرفتن ملتان و سند از ناصرالدین قباجه از سلطان دهلی پشتیبانی کرد. گزارشی متأخر میگوید نامهای از بهاءالدین به ایلتتمش به دست قباجه افتاد، اما قباجه جرئت مجازات او را نداشت. پس از تصرف ملتان در 1228، موقعیت بهاءالدین نیرومندتر شد و سنتهای بعدی او را با عنوان شیخالاسلام پیوند دادند. این تعامل سیاسی نمونهای از تصوف بود که برخلاف برخی سنتها فاصله کامل از قدرت را ضروری نمیدانست.
نفوذ او صرفا تشریفاتی نبود. خلاصه علمی دانشنامه اسلام ترکیه روایتی را حفظ کرده است که در محاصره مغولی ملتان در سال 1247، بهاءالدین از طریق ملک شمسالدین که در سپاه مغول بود مداخله کرد و در رفع محاصره نقش داشت. شاید بازسازی مستقل همه جزئیات امروز دشوار باشد، اما روایت نشان میدهد چه وزن سیاسیای برای خانقاه سهروردی ملتان قائل بودند. اقتدار او همزمان در شبکههای روحانی، آموزشی، تجاری و سیاسی عمل میکرد و خانقاه را به نهادی مهم در یک شهر مرزی بدل ساخته بود.
شبکه آموزشی و روحانی او بسیار فراتر از ملتان گسترش یافت. پسرش صدرالدین جانشین اصلی او شد و سنت سهروردی را ادامه داد. از مشهورترین مریدان مرتبط با او فخرالدین عراقی، شاعر و عارف فارسی، و میر سید عثمان معروف به لعل شهباز قلندر بودند. دانشنامه دانشنامه اسلام ترکیه میگوید بهاءالدین نسبت به طبع وجدانی و شاعرانه عراقی با تسامح بیشتری رفتار کرد و او را به دامادی خود پذیرفت. جلالالدین سرخپوش بخاری نیز به شبکه سهروردی ملتان پیوست و در انتقال آن به اوچ و سند نقش داشت.
میراث فکری بهاءالدین با عوارف المعارف استادش عمر سهروردی پیوندی عمیق داشت. منابع متأخر میگویند او همین اثر را به مریدان میآموخت و مجموعه نظری مستقل و بزرگی از خود بر جای نگذاشت. مجموعهای حدیثی به او نسبت داده شده که امروز باقی نیست، عبدالحق دهلوی از وصایای او در اخبار الاخیار یاد میکند، و اثری دعایی با عنوان مناجات پیر دستگیر نیز به او منسوب است. چون وضعیت نسخهها و میزان قطعیت این آثار یکسان نیست، باید میان نقش قطعی او در تدریس سهروردیه و آثار مفقود یا محدود تفاوت گذاشت.
الگوی تصوف او عبادت منظم، آموزش سازمانیافته و حضور فعال اجتماعی را با هم جمع میکرد. زندگینامهها او را بر نماز و ذکر تأکیدکننده میدانند، اما محرومیت شدید مادی را شرط ولایت نمیشمردند. ثروت و روابط سیاسی او از همین رو محل بحث بود، زیرا تصویری متفاوت از زندگی صوفیانه ارائه میداد: منابع میتوانستند برای خانقاه، آموزش، مهماننوازی و نفوذ عمومی به کار روند. این الگوی نهادی دوام آورد و شبکههای سهروردی از ملتان به سند، اوچ، گجرات، بنگال و مناطق دیگر گسترش یافت.
درباره تاریخ وفات او نیز روایتها یکسان نیست. مدخل دانشنامه اسلامی ترکیه، وفات در 7 صفر را با دو گزارش 661 هجری / 1262 میلادی و666 هجری / 1267 میلادی حفظ میکند، در حالی که صفحه کنونی اوقاف پنجاب سال 1268 میلادی را ذکر میکند. این اختلاف آشکار نگه داشته میشود و یک سال میلادی به عنوان تاریخ بیاختلاف تحمیل نمیشود. آرامگاه شناختهشده او بر تپه قلعه قدیم ملتان قرار دارد و همچنان زیارتگاهی مهم است. ثبت رسمی آثار تاریخی پاکستان میگوید بنا در محاصره بریتانیایی ملتان در سال 1848 بر اثر گلولهباران تا حد زیادی ویران و سپس بر پایههای اصلی خود بازسازی شد.
آرامگاه موجود یک مدفن اصلی و فردیِ قابل شناسایی است، نه نشان یک قبرستان مشترک یا نقطهای عمومی از شهر. اداره باستانشناسی و موزههای پاکستان برای این بنای حفاظتشده موقعیت نقشهای رسمی ثبت کرده است که با محل شناختهشده مزار مطابقت دارد. بنابراین نقشه خود مجموعه شناختهشده آرامگاه را نشان میدهد. اهمیت ماندگار او در ایجاد مرکز نیرومند سهروردی در ملتان، انتقال تعالیم عمر سهروردی، شکل دادن به رابطه صوفیان و دولت در عصر سلطنت دهلی، پرورش مریدان و جانشینان اثرگذار و بر جای گذاشتن آرامگاهی است که همچنان بخش مهمی از سیمای دینی ملتان است.
آموزش آغازین او قرآن، فقه و علوم نقلی را دربر میگرفت. منابع زندگینامهای میگویند پس از سالها تحصیل برای تکمیل دانش خود به خراسان و بخارا رفت و سپس مدتی طولانی در حجاز ماند. در مدینه از کمالالدین محمد یمنی اجازه گرفت. این سفرها او را در شبکهای علمی قرار داد که پنجاب، آسیای مرکزی، حجاز و عراق را به هم متصل میکرد. هویت فقهی او حنفی بود و منابع بعدی تصوف او را با دانش رسمی دینی و نهادهای آموزشی پیوند میدهند، نه جدا از فقه و جامعه.
مرحله تعیینکننده در تربیت روحانی او در بغداد رخ داد؛ جایی که به خانقاه شهابالدین ابوحفص عمر سهروردی، نویسنده عوارف المعارف، وارد شد. تراجم متأخر میگویند بهاءالدین در زمانی بسیار کوتاه دوره سلوک را به پایان رساند و برای نمایندگی طریق سهروردی اجازه گرفت. پژوهش جدید درباره انتقال نخستین عوارف المعارف نیز اهمیت اجازه، سماع و شبکههای علمی را در گسترش تعلیم عمر سهروردی نشان میدهد. بنابراین بازگشت او به شرق تنها بازگشت یک مرید نبود، بلکه انتقال الگوی منظم مؤسسهای و متنی سهروردیه بود.
پس از بازگشت به ملتان، بهاءالدین خانقاهی نیرومند و مرکز آموزشی پایداری ایجاد کرد. در منابع متأخر داستانی نمادین آمده است که عالمان محلی برای نشان دادن پر بودن شهر از اهل علم، کاسهای پر از شیر نزد او فرستادند؛ او گلی روی شیر گذاشت و کاسه را بازگرداند، گویی میگفت میتوان حضور تازهای افزود بیآنکه کسی کنار زده شود. هرچند داستان رنگ ادبی دارد، معنای تاریخی آن روشن است: او وارد شهری فعال از نظر علمی شد و در همانجا مرکز تازهای ساخت که تجار، طالبان، عالمان و مریدان را جذب کرد.
روش روحانی او در چند جهت با سنت چشتی معاصر متفاوت بود. زندگینامهها او را کمتر وابسته به فقر شدید و ریاضت، پذیراتر نسبت به دارایی و منابع نهادی، و محتاطتر در برابر سماع معرفی میکنند. درباره توان اقتصادی خانقاه و انبارهای پر آن نیز گزارشهایی وجود دارد. همین مسئله موجب نقد برخی زاهدان شد، اما بهاءالدین با بزرگان چشتی مانند قطبالدین بختیار کاکی و بابا فرید روابط دوستانه داشت. پس این تفاوت را باید اختلاف دو الگوی صوفیانه در رابطه با ثروت، نهاد و سیاست دانست، نه دشمنی مطلق میان دو طریقت.
رابطه او با حکومت از نظر تاریخی بسیار مهم بود. او در تلاش شمسالدین ایلتتمش برای گرفتن ملتان و سند از ناصرالدین قباجه از سلطان دهلی پشتیبانی کرد. گزارشی متأخر میگوید نامهای از بهاءالدین به ایلتتمش به دست قباجه افتاد، اما قباجه جرئت مجازات او را نداشت. پس از تصرف ملتان در 1228، موقعیت بهاءالدین نیرومندتر شد و سنتهای بعدی او را با عنوان شیخالاسلام پیوند دادند. این تعامل سیاسی نمونهای از تصوف بود که برخلاف برخی سنتها فاصله کامل از قدرت را ضروری نمیدانست.
نفوذ او صرفا تشریفاتی نبود. خلاصه علمی دانشنامه اسلام ترکیه روایتی را حفظ کرده است که در محاصره مغولی ملتان در سال 1247، بهاءالدین از طریق ملک شمسالدین که در سپاه مغول بود مداخله کرد و در رفع محاصره نقش داشت. شاید بازسازی مستقل همه جزئیات امروز دشوار باشد، اما روایت نشان میدهد چه وزن سیاسیای برای خانقاه سهروردی ملتان قائل بودند. اقتدار او همزمان در شبکههای روحانی، آموزشی، تجاری و سیاسی عمل میکرد و خانقاه را به نهادی مهم در یک شهر مرزی بدل ساخته بود.
شبکه آموزشی و روحانی او بسیار فراتر از ملتان گسترش یافت. پسرش صدرالدین جانشین اصلی او شد و سنت سهروردی را ادامه داد. از مشهورترین مریدان مرتبط با او فخرالدین عراقی، شاعر و عارف فارسی، و میر سید عثمان معروف به لعل شهباز قلندر بودند. دانشنامه دانشنامه اسلام ترکیه میگوید بهاءالدین نسبت به طبع وجدانی و شاعرانه عراقی با تسامح بیشتری رفتار کرد و او را به دامادی خود پذیرفت. جلالالدین سرخپوش بخاری نیز به شبکه سهروردی ملتان پیوست و در انتقال آن به اوچ و سند نقش داشت.
میراث فکری بهاءالدین با عوارف المعارف استادش عمر سهروردی پیوندی عمیق داشت. منابع متأخر میگویند او همین اثر را به مریدان میآموخت و مجموعه نظری مستقل و بزرگی از خود بر جای نگذاشت. مجموعهای حدیثی به او نسبت داده شده که امروز باقی نیست، عبدالحق دهلوی از وصایای او در اخبار الاخیار یاد میکند، و اثری دعایی با عنوان مناجات پیر دستگیر نیز به او منسوب است. چون وضعیت نسخهها و میزان قطعیت این آثار یکسان نیست، باید میان نقش قطعی او در تدریس سهروردیه و آثار مفقود یا محدود تفاوت گذاشت.
الگوی تصوف او عبادت منظم، آموزش سازمانیافته و حضور فعال اجتماعی را با هم جمع میکرد. زندگینامهها او را بر نماز و ذکر تأکیدکننده میدانند، اما محرومیت شدید مادی را شرط ولایت نمیشمردند. ثروت و روابط سیاسی او از همین رو محل بحث بود، زیرا تصویری متفاوت از زندگی صوفیانه ارائه میداد: منابع میتوانستند برای خانقاه، آموزش، مهماننوازی و نفوذ عمومی به کار روند. این الگوی نهادی دوام آورد و شبکههای سهروردی از ملتان به سند، اوچ، گجرات، بنگال و مناطق دیگر گسترش یافت.
درباره تاریخ وفات او نیز روایتها یکسان نیست. مدخل دانشنامه اسلامی ترکیه، وفات در 7 صفر را با دو گزارش 661 هجری / 1262 میلادی و666 هجری / 1267 میلادی حفظ میکند، در حالی که صفحه کنونی اوقاف پنجاب سال 1268 میلادی را ذکر میکند. این اختلاف آشکار نگه داشته میشود و یک سال میلادی به عنوان تاریخ بیاختلاف تحمیل نمیشود. آرامگاه شناختهشده او بر تپه قلعه قدیم ملتان قرار دارد و همچنان زیارتگاهی مهم است. ثبت رسمی آثار تاریخی پاکستان میگوید بنا در محاصره بریتانیایی ملتان در سال 1848 بر اثر گلولهباران تا حد زیادی ویران و سپس بر پایههای اصلی خود بازسازی شد.
آرامگاه موجود یک مدفن اصلی و فردیِ قابل شناسایی است، نه نشان یک قبرستان مشترک یا نقطهای عمومی از شهر. اداره باستانشناسی و موزههای پاکستان برای این بنای حفاظتشده موقعیت نقشهای رسمی ثبت کرده است که با محل شناختهشده مزار مطابقت دارد. بنابراین نقشه خود مجموعه شناختهشده آرامگاه را نشان میدهد. اهمیت ماندگار او در ایجاد مرکز نیرومند سهروردی در ملتان، انتقال تعالیم عمر سهروردی، شکل دادن به رابطه صوفیان و دولت در عصر سلطنت دهلی، پرورش مریدان و جانشینان اثرگذار و بر جای گذاشتن آرامگاهی است که همچنان بخش مهمی از سیمای دینی ملتان است.
اهمیت تاریخی و میراث
اهمیت تاریخی بهاءالدین زکریا در این است که ملتان را به یکی از مهمترین مراکز سهروردیه در جنوب آسیا در دوره میانه تبدیل کرد. پیوند مستقیم او با عمر سهروردی، زندگی دینی محلی را به جهان علمی و نهادی بغداد متصل ساخت و خانقاهش پایگاهی پایدار برای آموزش، مهماننوازی، تربیت و پرورش جانشینان فراهم کرد.
زندگی او همچنین نشان میدهد اقتدار صوفیانه در قرون میانه میتوانست با قدرت سیاسی رابطه نزدیک داشته باشد و در عین حال نقش دینی خود را حفظ کند. حمایت از ایلتتمش، پیوند بعدی با عنوان شیخالاسلام و روایت مداخله در محاصره مغولی ملتان الگویی را نشان میدهد که در آن منزلت روحانی، رهبری عمومی و سیاست مرزی مستقیما با هم درگیر بودند.
مریدان و خاندان او تعلیم سهروردی را از ملتان فراتر بردند. صدرالدین، فخرالدین عراقی، لعل شهباز قلندر و جلالالدین سرخپوش بخاری شکلهای مختلف این انتقال را نمایندگی میکنند؛ از جانشینی خانوادگی و شعر عرفانی فارسی تا گسترش شبکههای روحانی در سند و اوچ. این شبکه سهروردیه را به نیرویی مهم در تاریخ دینی منطقه سند و پنجاب تبدیل کرد.
آرامگاه او به این میراث فکری و نهادی حضور فیزیکی مداوم میدهد. مقبره روی تپه قلعه قدیم، از تحولات بزرگی مانند ویرانی مرتبط با محاصره 1848 و بازسازی بعدی عبور کرده و همچنان زیارتگاهی رسمی و شناختهشده است. پیوند آموزشی مستند، نفوذ سیاسی، مریدان منطقهای و آرامگاه زنده با هم جایگاه پایدار بهاءالدین زکریا را در تاریخ ملتان توضیح میدهند.
زندگی او همچنین نشان میدهد اقتدار صوفیانه در قرون میانه میتوانست با قدرت سیاسی رابطه نزدیک داشته باشد و در عین حال نقش دینی خود را حفظ کند. حمایت از ایلتتمش، پیوند بعدی با عنوان شیخالاسلام و روایت مداخله در محاصره مغولی ملتان الگویی را نشان میدهد که در آن منزلت روحانی، رهبری عمومی و سیاست مرزی مستقیما با هم درگیر بودند.
مریدان و خاندان او تعلیم سهروردی را از ملتان فراتر بردند. صدرالدین، فخرالدین عراقی، لعل شهباز قلندر و جلالالدین سرخپوش بخاری شکلهای مختلف این انتقال را نمایندگی میکنند؛ از جانشینی خانوادگی و شعر عرفانی فارسی تا گسترش شبکههای روحانی در سند و اوچ. این شبکه سهروردیه را به نیرویی مهم در تاریخ دینی منطقه سند و پنجاب تبدیل کرد.
آرامگاه او به این میراث فکری و نهادی حضور فیزیکی مداوم میدهد. مقبره روی تپه قلعه قدیم، از تحولات بزرگی مانند ویرانی مرتبط با محاصره 1848 و بازسازی بعدی عبور کرده و همچنان زیارتگاهی رسمی و شناختهشده است. پیوند آموزشی مستند، نفوذ سیاسی، مریدان منطقهای و آرامگاه زنده با هم جایگاه پایدار بهاءالدین زکریا را در تاریخ ملتان توضیح میدهند.
پیوندهای خانوادگی
منابع
بهاءالدین زکریا | حامد الگار، دانشنامه اسلام ترکیه | جلد 4، 1991، ص 462–463 | https://islamansiklopedisi.org.tr/bahaeddin-zekeriyya | هویت، اقوال تولد، پدر، سفرها، اجازه از عمر سهروردی، ملتان، ایلتتمش، گزارش 1247، شاگردان، خانواده و اقوال وفاتآرامگاه حضرت بهاءالدین زکریا | اداره باستانشناسی و موزههای دولت پاکستان | پرونده اثر حفاظتشده | https://doam.gov.pk/public/sites/10273 | آرامگاه واقعی، تخریب و بازسازی 1848، پنجاب/ملتان و مختصات دقیق
حضرت بهاءالدین زکریا، ملتان | اوقاف و امور دینی پنجاب | زندگینامه عمومی کنونی | https://auqaf.punjab.gov.pk/shrine_bahauddin_zakariya | مزار شناختهشده، پیوند سهروردی، کوت کرور و روایت کنونی وفات 1268م
انتقال آغازین عوارف المعارف | ایدوگان کارس | مجله دین 102(1)، 2022، ص 47–92 | https://www.journals.uchicago.edu/doi/10.1086/717119 | زمینه مستقل درباره اجازه، سماع و شبکههای انتقال علمی
طریقت سهروردیه در اوچ | حسن علی خان | ساختن اسلام بر سند، 2015، ص 96–122 | https://www.cambridge.org/core/books/constructing-islam-on-the-indus/suhrawardi-order-in-uch/02B6875F759125FE41AF43B9EF76873B | بیعت سرخپوش بخاری با زکریا، خلافت و شبکه منطقهای سهروردی
نگارخانه تصاویر
هنوز تصویر تأییدشدهای موجود نیست.
📤 ارسال تصویر این شخصیت یا مکان
تصویر پیش از تأیید عمومی نخواهد شد.
💬 دیدگاه بازدیدکنندگان
هنوز دیدگاه تأییدشدهای نیست؛ نخستین دیدگاه را شما بنویسید.
دیدگاه پس از تأیید مدیریت منتشر میشود.