مشاهده عرق شدید شیخ عبدالقادر گیلانی در سرمای سخت زمستان

گزارش تاریخیتاریخ آغازین
⚙️ چاپ، اشتراک و گزینه‌های دیگر
📱 واتس‌اپ 📧 ایمیل صفحه‌های ذخیره‌شده

کد QR

کد صفحه
کد صفحه

شخصیت‌های مرتبط

ابو محمد ابن اخضر، محدث بغدادی، نقل می‌کند که در میانه زمستان و شدت سرما به دیدار شیخ عبدالقادر گیلانی می‌رفت. او شیخ را با یک پیراهن و کلاه می‌دید، در حالی که اطرافیان با بادبزن او را باد می‌زدند و از بدنش مانند گرمای شدید عرق بیرون می‌آمد. ابن اخضر خود محدثی شناخته‌شده و مورد اعتماد و معاصر شیخ بود.

ذهبی در شرح حال شیخ عبدالقادر گیلانی صحنه‌ای روشن و شگفت از زمستان حفظ کرده است. شاهد این گزارش ابو محمد ابن اخضر است. تعبیر او اهمیت دارد: می‌گوید «من نزد شیخ عبدالقادر می‌رفتم» و سپس زمان را «میانه زمستان و شدت سرمای آن» معرفی می‌کند. این شیوه بیان بیشتر به یادآوری حالتی آشنا از دیدارهای او شباهت دارد تا داستانی بی‌نام و بی‌زمان، هرچند منبع تعداد دفعات را مشخص نمی‌کند.

ابن اخضر می‌گوید در آن سرمای شدید، عبدالقادر تنها یک پیراهن بر تن داشت و کلاهی بر سر. با این حال افرادی در اطراف او بودند که با بادبزن او را باد می‌زدند. سپس گزارش ویژگی اصلی صحنه را بیان می‌کند: عرق از بدن شیخ بیرون می‌آمد، همان‌گونه که در گرمای سخت دیده می‌شود. تضاد میان سرمای شدید و لباس سبک، تعرق آشکار و باد زدن اطرافیان همان چیزی است که خبر را برجسته می‌سازد.

هویت شاهد نیز به اهمیت روایت می‌افزاید. ابو محمد ابن اخضر همان عبدالعزیز بن محمود بن المبارک ابن اخضر بغدادی است که در سال 524ق زاده شد و در 611ق درگذشت. ذهبی او را راوی‌ای مورد اعتماد، فهیم و دیندار معرفی می‌کند و ارزیابی‌های مثبت دیگری درباره امانت، دقت و استواری سماع او نقل می‌کند. از آنجا که شیخ عبدالقادر در 561ق درگذشت، ابن اخضر در زمان حیات او فردی بالغ و معاصر بود.

اصل همین مشاهده در تاریخ الاسلام ذهبی نیز حفظ شده است. بنابراین خبر تنها یک حکایت عامیانه متأخر نیست؛ شاهدی نام‌دار دارد، ابن نجار آن را نقل کرده و چند اثر کلاسیک آن را حفظ کرده‌اند. مجموعه‌های مناقبی بعدی نیز همین تصویر زمستانی را تکرار کرده‌اند و نشان می‌دهند که این صحنه به بخشی شناخته‌شده از یادکردهای سوانحی شیخ تبدیل شده بود.

روایت کلاسیک علت این تعرق شدید را توضیح نمی‌دهد و سازوکار خاصی برای آن معرفی نمی‌کند. پس بهتر است علت را از خودمان به خبر اضافه نکنیم. آنچه منبع می‌گوید به خودی خود چشمگیر است: میانه زمستان، شدت سرما، یک پیراهن و کلاه، عرقی مانند گرمای سخت و افرادی که شیخ را باد می‌زدند.

در روایت عمومی بهتر است تمرکز بر همین صحنه و هویت شاهد معاصر باشد. هشدار عمومی ذهبی درباره برخی کرامات منسوب همچنان قابل ذکر است، اما نباید اصل داستان را زیر سایه ببرد. با این روش، خبر به صورت مشاهده‌ای جسمانی و غیرعادی ارائه می‌شود که یک محدث شناخته‌شده معاصر آن را نقل کرده و منابع کلاسیک حفظ کرده‌اند.

نتیجه

ابو محمد ابن اخضر، محدث مورد اعتماد بغدادی و معاصر شیخ، نقل می‌کند که در سرمای سخت زمستان شیخ عبدالقادر گیلانی را با یک پیراهن و کلاه می‌دید، در حالی که از بدنش مانند گرمای شدید عرق بیرون می‌آمد و اطرافیان او را باد می‌زدند.

منابع

Siyar al-A‘lam al-Nubala 20:449: Ibn al-Najjar says he heard Abu Muhammad ibn al-Akhdar describe Abd al-Qadir sweating heavily in severe winter cold while wearing one shirt.
Tarikh al-Islam, vol. 39, independently preserves Abu Muhammad ibn al-Akhdar’s winter observation of Abd al-Qadir wearing one shirt and sweating as in severe heat.
Al-Dhahabi states in the same biography that many karamat attributed to Abd al-Qadir are not sound and some attributed claims are impossible.