آیات، معجزات، کرامات و رویدادهای عبرت‌آموز

رویدادهای تأییدشده را بر پایهٔ دسته‌بندی و انتساب معتبر به ثبت مرکزی اشخاص، همراه با درجهٔ مدرک و منابع اصلی ببینید؛ معجزهٔ نبوی، کرامت، گزارش تاریخی و ادعای جدید از نظر اصطلاحی جدا می‌مانند.

دسته‌های اصلی

معجزهٔ پیامبرنشانهٔ تأیید نبویعبرتحجت بر مخالفاننتیجهٔ تاریخیتوضیح تفسیری متأخر

عصای موسی علیه‌السلام به ماری زنده تبدیل می‌شود و ساحران فرعون را شکست می‌دهد

قرآن عصای موسی علیه‌السلام را از روشن‌ترین معجزات نبوی او معرفی می‌کند. در آغاز، عصای معمولی چوپانی به فرمان خدا به ماری واقعی و متحرک تبدیل شد و سپس به حالت نخست بازگشت. بعدتر، در برابر فرعون و در یک رویارویی عمومی، همین نشانه فریب دیداری ساحران را شکست داد، ساخته‌های آنان را بلعید و خود ساحران خبره را به سجده و ایمان رساند. تهدید فرعون به قطع دست و پا و به دار آویختن نیز ایمان تازه آنان را نشکست.

حضرت موسی علیه‌السلام · PER-000366 · قرآن
کرامت ولی یا صالحرحمت یا برکت

ذوالنون مصری رحمه الله و چکاوک نابینا در بیابان

قشیری روایتی را حفظ کرده است که در آن سالم مغربی از ذوالنون مصری رحمه الله درباره سبب توبه‌اش می‌پرسد. ذوالنون از سفری از مصر به سوی برخی روستاها سخن می‌گوید و می‌گوید پس از بیدار شدن در بیابان، چکاوکی نابینا را دید که از لانه‌اش بر زمین افتاد. بنا بر روایت، زمین شکافته شد و دو ظرف کوچک، یکی از طلا و دیگری از نقره، پدیدار شد؛ در یکی کنجد و در دیگری آب بود و پرنده از آن‌ها خورد و نوشید. ذوالنون گفت همین صحنه برای روی آوردن او به توبه کافی بود و بر در ماند تا خدا او را پذیرفت. بعدها ذهبی نیز اصل همین حکایت را در شرح حال ذوالنون نقل کرد.

ذوالنون مصری · PER-000450 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالح

ابراهیم خواص: شب شیر و درس شب بعد

قشیری از حامد اسود نقل می‌کند که شبی در بیابان همراه ابراهیم خواص بود که شیری یا درنده‌ای نزدیک شد. حامد از ترس بر درخت رفت، اما ابراهیم خواب ماند؛ حیوان او را از سر تا پا بویید و بی‌آنکه آسیبی برساند رفت. شب بعد حشره‌ای کوچک او را گزید و ابراهیم ناله کرد؛ وقتی حامد تعجب کرد، ابراهیم گفت شب پیش در حالی «با خدا» بود و این شب «با نفس خود» است.

ابراهیم خواص · PER-000437 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالح

ابراهیم خواص رحمه الله و شیر زخمی که با دو توله و نان بازگشت

قشیری گزارشی از ابراهیم خواص رحمه الله درباره رویارویی با شیری زخمی حفظ کرده است. شیر با پنجه‌ای متورم به او نزدیک شد و پنجه خود را در برابر او قرار داد. ابراهیم زخم را درمان کرد و آن را بست و سپس شیر رفت. اندکی بعد همان شیر با دو توله بازگشت و در روایت آمده است که توله‌ها برای ابراهیم نان آوردند. این حکایت در رساله قشیریه حفظ شده است.

ابراهیم خواص · PER-000437 · مناقب و کرامات متأخر
کرامت ولی یا صالح

ابوبکر شبلی، درخت انجیر و عهد خوردن تنها غذای حلال

قشیری به ابوبکر شبلی نسبت می‌دهد که زمانی با خود عهد کرد تنها از حلال بخورد. هنگامی که در بیابان می‌گشت، درخت انجیری دید و دست به سوی میوه آن برد. روایت می‌گوید درخت او را صدا زد، عهدش را یادآوری کرد و گفت متعلق به مردی یهودی است. نقطه اصلی داستان همین هشدار در لحظه اقدام است.

ابوبکر شبلی · PER-000455 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالح

ابراهیم خواص، شیر در راه مکه و ندای غیبیِ آرام‌بخش

قشیری به ابراهیم خواص نسبت می‌دهد که در سفری شبانه به سوی مکه وارد مکانی ویران شد و با شیری بزرگ روبه‌رو گردید. او ترسید، سپس ندایی نادیدنی شنید که گفت: استوار باش، زیرا هفتاد هزار فرشته پیرامون تو هستند و از تو نگهبانی می‌کنند. منابع کلاسیک خواص را به توکل و سفرهای فراوان به مکه می‌شناسند و این پیشینه، ماجرا را در متن زندگی او قرار می‌دهد.

ابراهیم خواص · PER-000437 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالح

عرق شدید شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله در سرمای سخت زمستان

ذهبی گزارشی از ابو محمد ابن اخضر درباره شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله حفظ کرده است. ابن اخضر می‌گوید در میانه زمستان و شدت سرما نزد شیخ می‌رفت. او شیخ را تنها با یک پیراهن و کلاه می‌دید، در حالی که اطرافیان او را باد می‌زدند و از بدنش مانند روزی بسیار گرم عرق بیرون می‌آمد. اصل همین مشاهده در تاریخ الاسلام ذهبی نیز نقل شده است.

عبدالقادر گیلانی · PER-000398 · مناقب و کرامات متأخر
کرامت ولی یا صالح

شیخ عبدالقادر گیلانی و تردید ناگفته احمد بن ظفر

احمد بن ظفر، نوه وزیر ابن هبیره، نقل می‌کند که پدربزرگش مقداری طلا به او داد تا به شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله تقدیم کند و سلامش را نیز برساند. پس از پایان مجلس، احمد به سبب ازدحام مردم در دل برای تحویل طلا تردید کرد. پیش از آنکه این تردید را بر زبان آورد، شیخ به او گفت آنچه همراه دارد بدهد و نگران مردم نباشد. احمد می‌گوید چنین کرد و با شگفتی بازگشت.

عبدالقادر گیلانی · PER-000398 · مناقب و کرامات متأخر
کرامت ولی یا صالح

شیخ عبدالقادر گیلانی، شاگرد او و رؤیایی که رفتار را اصلاح کرد

ابن رجب گزارشی نوشتاری و نام‌دار را از طریق صفی‌الدین عبدالمؤمن، عبدالصمد بن ابی‌الجیش و احمد بن مطیع الباجسرائی حفظ کرده است. احمد نقل می‌کند که شیخ عبدالقادر گیلانی او را تند سرزنش کرد، سپس گفت پیامبر محمد ﷺ را در خواب دیده و سه بار به او گفته شده است که آموزگار خیر است و نباید تندخو باشد. پس از آن، شیخ دوباره آموزش احمد را آغاز کرد.

عبدالقادر گیلانی · PER-000398 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالح

عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله و فرمان بازگشت به بغداد

سیر أعلام النبلاء گزارشی منسوب به عبدالقادر گیلانی رحمه‌الله را از روزگاری حفظ کرده است که بغداد دچار آشفتگی بود و او قصد ترک شهر را داشت. در نزدیکی باب الحلبه صدای گوینده‌ای را شنید که او را نمی‌دید و سپس بر اثر فشار یا ضربه‌ای که در روایت آمده بر زمین افتاد. پس از آن به او گفته شد که از بغداد بیرون نرود و بازگردد، زیرا مردم از او سود خواهند برد. این داستان در اینجا بر پایه همان گزارش کلاسیک بازگو شده است.

عبدالقادر گیلانی · PER-000398 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالح

شیخ عبدالقادر گیلانی و نشانه شگفت رمضان در دوران شیرخوارگی

بهجة الاسرار روایتی منسوب به مادر شیخ عبدالقادر گیلانی، ام‌الخیر فاطمه، حفظ کرده است که بر پایه آن او در دوران شیرخوارگی در ساعات روز ماه رمضان شیر نمی‌خورد. روایت می‌افزاید در روزی که هلال آشکار نشد و مردم درباره آغاز رمضان تردید داشتند، شیر نخوردن او در روز در میان مردم محل نشانه‌ای دانسته شد و سپس روشن شد که آن روز از رمضان بوده است.

عبدالقادر گیلانی · PER-000398 · تاریخ آغازین
کرامت ولی یا صالحآزمایش

شیخ عبدالقادر گیلانی و ردّ ظهور نورانی

ابن رجب روایتی مشهور را از طریق موسی، فرزند شیخ عبدالقادر گیلانی، حفظ کرده است که در آن ظهوری نورانی بر عبدالقادر پدیدار شد و ادعا کرد پروردگار اوست. سپس گفت امور حرام برای او حلال شده‌اند. عبدالقادر این ادعا را به سبب مخالفت با شریعت رد کرد و آن تجربه را فریب شیطانی دانست.

عبدالقادر گیلانی · PER-000398 · تاریخ آغازین