ابراهیم بن ادهم رحمه الله و رسیدن غیرمنتظره گوشت در سفر

کرامت ولی یا صالحرحمت یا برکتنتیجهٔ تاریخیمناقب و کرامات متأخر
⚙️ چاپ، اشتراک و گزینه‌های دیگر
📱 واتس‌اپ 📧 ایمیل صفحه‌های ذخیره‌شده

کد QR

کد صفحه
کد صفحه

شخصیت‌های مرتبط

ابو نعیم گزارشی از سفر ابراهیم بن ادهم رحمه الله به سوی مکه همراه مردی و پسر خردسالش در شبی بسیار سرد حفظ کرده است. در راه، پدر گفت که میل دارد گوشت خر وحشی را بر آتش کباب کند و ابراهیم سخنش را شنید و سکوت کرد. پس از آنکه مسافران در منزلگاه گروهی از عرب‌ها توقف کردند، حیوانی زخمی که روایت آن را وَعْل می‌نامد و از شکارچیان گریخته بود به آنجا رسید؛ آن را ذبح کردند و بخشی از گوشتش را برای مسافران فرستادند. ابراهیم سپس به پدر گفت گوشت را ببرد و همان‌گونه که آرزو کرده بود بر آتش کباب کند. چون متن اصلی برای حیوان مورد آرزو و حیوانی که رسید دو تعبیر متفاوت دارد، در این بازگویی نیز آن دو با یکدیگر یکی نشده‌اند.

ابو نعیم حکایتی مفصل از سفری مرتبط با ابراهیم بن ادهم رحمه الله حفظ کرده است. ابوحفص عمر بن حفص می‌گوید هنوز پسری کم‌سن بود که همراه پدرش و ابراهیم به سوی مکه سفر می‌کرد. شب بسیار سرد بود و دشواری هوا راه را برای مسافران سخت کرده بود.

در میان راه، پدر پسر خواسته‌ای را که آن شب در دل داشت با ابراهیم در میان گذاشت. گفت میل دارد گوشت خر وحشی را بر آتش کباب کند و بخورد. ابراهیم بن ادهم رحمه الله سخن او را شنید، اما پاسخی نداد. آنان راه را ادامه دادند تا به منزلگاه گروهی از عرب‌ها رسیدند و چون سرما آزارشان می‌داد، ابراهیم پیشنهاد کرد تا صبح همان‌جا بمانند.

سپس بخش غیرمنتظره حکایت رخ داد. روایت می‌گوید حیوانی بزرگ که آن را وَعْل می‌نامد، پس از گریختن از شکارچیان، زخمی به نزد مردم آن منزلگاه رسید. آنان حیوان را ذبح کردند، گوشتش را بریدند و مقدار قابل توجهی از آن را برای مسافران فرستادند. به این ترتیب، توقفی موقت در شبی سرد با رسیدن ناگهانی گوشت شکار همراه شد.

وقتی گوشت به مسافران رسید، ابراهیم بن ادهم رحمه الله از پدر پرسید آیا چاقویی همراه دارد. سپس به او گفت گوشت را ببرد و همان‌گونه که پیش‌تر خواسته بود بر آتش کباب کند. ترتیب ماجرا روشن است: بیان یک آرزو، سکوت ابراهیم، رسیدن به منزلگاه، آمدن حیوان زخمی، فرستادن گوشت و سپس آماده کردن آن بر آتش.

ابو نعیم این حکایت را در میان اخبار کرامت و رسیدن روزی به شکلی غیرمنتظره درباره ابراهیم بن ادهم رحمه الله آورده است. با این حال، یک نکته از عبارت خود روایت عینا جدا نگه داشته می‌شود: پدر خواهان گوشت خر وحشی بود، اما حیوانی که بعدا رسید در متن وَعْل نامیده شده است. منبع این دو نام را برای یک حیوان به کار نبرده و در بیان عمومی نیز این تفاوت حفظ شده است.

حکایت با رسیدن گوشت به مسافران در آن شب سرد و سخن ابراهیم به پدر برای کباب کردن آن پایان می‌یابد. این روایت، داستانی کوتاه از روزی غیرمنتظره در سفر ابراهیم بن ادهم رحمه الله است که ابو نعیم آن را حفظ کرده است، بی‌آنکه نیازی به افزودن دعای گفته‌شده، صحنه‌ای تازه یا جزئیاتی بیرون از متن اصلی باشد.

نتیجه

این خبر صحنه‌ای از روزی غیرمنتظره در سفر ابراهیم بن ادهم رحمه الله را حفظ می‌کند: وَعْلی زخمی به منزلگاه رسید، گوشتش به مسافران داده شد و به پدر گفته شد آن را همان‌گونه که آرزو کرده بود کباب کند.

منابع

Abu Nu'aym al-Isfahani, Hilyat al-Awliya, Ibrahim ibn Adham section, journey opening
Abu Nu'aym al-Isfahani, Hilyat al-Awliya, Ibrahim ibn Adham section, wish and Ibrahim silence
Abu Nu'aym al-Isfahani, Hilyat al-Awliya, Ibrahim ibn Adham section, encampment and cold
Abu Nu'aym al-Isfahani, Hilyat al-Awliya, Ibrahim ibn Adham section, waʿl arrival and slaughter
Abu Nu'aym al-Isfahani, Hilyat al-Awliya, Ibrahim ibn Adham section, meat sent to guests
Abu Nu'aym al-Isfahani, Hilyat al-Awliya, Ibrahim ibn Adham section, Ibrahim tells him to roast it
Abu Nu'aym al-Isfahani, Hilyat al-Awliya, Ibrahim ibn Adham section, himar wahsh versus waʿl wording
Abu Nu'aym al-Isfahani, Hilyat al-Awliya, Ibrahim ibn Adham section, page/section heading
Narrator profile for Ishaq ibn al-Dayf: Ibn Hajar 'saduq yukhti'; Ibn Hibban included him in al-Thiqat with an error caution
Narrator profile for Ishaq ibn Ibrahim ibn al-Dayf