گزارشهای کلاسیک کربلا حادثهای را نقل میکنند که در آن مردی دشمن به حسین بن علی رضیاللهعنه گفت در انتظار آتش باشد. حسین این سخن را رد کرد و گزارش شده است که دعا کرد خدا آن مرد را به سوی آتش بکشد؛ در عبارت لالکائی این دعا در صورت دروغ بودن مرد حالت مشروط دارد. سپس روایتها میگویند اسب مرد او را انداخت، پایش در رکاب ماند و اسب او را کشید تا مرد. لالکائی این ماجرا را در کرامات حسین آورده و طبری صورت تاریخی موازیای حفظ کرده است، اما همه طرق بررسیشده برای نتیجه خارقالعاده ضعف سندی مهم دارند.
در نسخه لالکائی آمده است که حسین رضیاللهعنه علیه آن مرد دعا کرد. عبارت او صورتی مشروط نیز دارد که اگر ادعای آن مرد دروغ باشد، خدا او را به سوی آتش بکشد. سپس روایت نتیجه غیرعادی را چنین بیان میکند: اسب مرد او را به زمین انداخت، یکی از پاهایش در رکاب گیر کرد و اسب او را کشید تا جان داد. در صورت کلاسیک داستان، سخن دشمنانه، پاسخ حسین، دعا و مرگ مرد یک توالی پیوسته را تشکیل میدهند.
لالکائی این حادثه را صریحاً در بخش کرامات حسین بن علی رضیاللهعنه آورده است. طبری نیز از طریق ابو مخنف گزارش موازیای از کربلا حفظ کرده که در یکی از صورتها مرد را ابن حوزة مینامد و سرانجامی مشابه پس از دعای حسین برای او نقل میکند. صورت تاریخی دیگری نیز از مسیر عطاء بن سائب، عبدالجبار بن وائل و مسروق بن وائل آمده است. این شواهد نشان میدهند که داستان بیش از یک صورت کلاسیک داشته، اما تعدد صورتها مشکلات سندی را از میان نمیبرد.
طریق اصلی لالکائی شامل عطاء بن مسلم خفاف است که ناقدان حدیث او را ضعیف یا راستگو ولی بسیار خطاکار توصیف کردهاند. مهمتر آنکه سند از اسلم به مردی بینام میرسد که میگوید در روز حسین در صف نبرد حاضر بوده است. این شاهد ناشناس مانع مهمی برای اثبات قوی ایجاد میکند. روایت موازی طبری بر ابو مخنف تکیه دارد که در حدیث قابل اعتماد دانسته نشده، و شاخه عطاء بن سائب نیز به سبب اختلاط او در سالهای پایانی نیازمند احتیاط است.
بنابراین نتیجه امن باید وضعیت منابع را روشن نگه دارد. ادبیات تاریخی و کرامات کلاسیک سنی واقعاً گزارشی را حفظ کردهاند که مردی با حسین رضیاللهعنه خصومت کرد، حسین علیه او دعا نمود و سپس گفته شد اسب او را تا مرگ کشید. داستان چند شاهد کلاسیک و سابقه روشن در نقل دارد، اما نتیجه خارقالعاده دقیق آن سند مستقل و نیرومندی ندارد. نام مرد و عبارت دقیق دعا نیز بر حسب طریق تغییر میکند. از این رو باید آن را کرامتی گزارششده با اعتماد پایین و نیازمند بررسی تحریری دانست، نه حقیقتی تاریخی که به طور قطعی ثابت شده باشد.
نتیجه
منابع کلاسیک گزارشی را حفظ کردهاند که حسین بن علی رضیاللهعنه در کربلا علیه مردی دشمن دعا کرد و سپس آن مرد از اسب افتاد و تا مرگ کشیده شد. چون همه طرق بررسیشده برای نتیجه خارقالعاده ضعفهای مهم دارند، داستان باید کرامتی گزارششده با اعتماد پایین باقی بماند، نه حقیقتی تاریخی با اثبات قطعی.