تاریخ دقیق تولد معلوم نیست. معمولاً حدود ۲۸ سال پیش از هجرت، برابر با تقریباً ۵۹۴ میلادی، در مکه برآورد میشود؛ اما این برآورد از گزارشهای متعارض دربارهٔ سن او هنگام مرگ بازسازی شده و باید تقریبی باقی بماند.
طلحه بن عبیدالله
PER-000191
صحابی
تأییدشده
مکان منسوب
حوزه منبع اهل سنت
⚙️ چاپ، اشتراک و گزینههای دیگر
طلحه بن عبیدالله از نخستین مسلمانان مکه، صحابی پیامبر اسلام محمد ﷺ از بنیتیم و عضوی برجسته از نخبگان سیاسی نخستین جامعهٔ اسلامی بود. او بیش از همه به سبب دفاع از پیامبر در نبرد اُحد شناخته میشود؛ در آن واقعه دستش دچار آسیب دائمی شد و سنت حدیثی اهل سنت او را در شمار صحابهٔ بشارتیافته به بهشت قرار میدهد. وی بازرگانی ثروتمند و مشهور به بخشندگی بود و بعداً در شورای ششنفرهٔ عمر عضویت یافت. نقش او در بحران پس از کشته شدن عثمان و نبرد جمل همچنان محل اختلاف سیاسی و تاریخی است؛ او در سال ۳۶ هجری برابر با ۶۵۶ میلادی نزدیک بصره کشته شد و زیارتگاه امروزی منسوب به او در زبیر، بیش از آنکه استمرار مستقل و اثباتشدهٔ همان قبر نخست باشد، نمایندهٔ یک سنت یادمانی متأخر است.
در نبرد جمل، نزدیک بصره، در سال ۳۶ هجری برابر با ۶۵۶ میلادی، بر اثر زخم تیر جان باخت. بسیاری از گزارشهای کلاسیک تیر را به مروان بن حکم نسبت میدهند، در حالی که برخی تیرانداز را نامعلوم میگذارند. سنهای نقلشده تقریباً از اواخر پنجاهسالگی تا میانهٔ شصتسالگی متفاوت است.
بر پایهٔ یک گزارش کلاسیک، او نخست نزدیک ساحل کَلاء در ناحیهٔ بصره دفن شد و پس از آسیب دیدن قبر نخست بر اثر آب، در خانهای که از خاندان ابوبکره خریداری شده بود دوباره به خاک سپرده شد. زیارتگاه امروزی منسوب به او در زبیرِ بصره یک مکان یادمانیِ متأخر و تثبیتشده است؛ منابع، پیوستگی بدون وقفهٔ آن با قبر دقیق نخست را بهطور مستقل اثبات نمیکنند.
زندگینامه و معرفی تاریخی
طلحه بن عبیدالله با کنیهٔ ابومحمد، طلحه بن عبیدالله بن عثمان، از بنیتیمِ قریش بود. نسب او در مُرّه بن کعب با نسب پیامبر اسلام محمد ﷺ پیوند مییابد و به همان شاخهٔ گستردهٔ قریشی تعلق داشت که ابوبکر نیز از آن بود. منابع کلاسیک شرححال، مادر او را صعبه بنت عبدالله حضرمیه معرفی میکنند. سال دقیق تولدش ثبت نشده است؛ برآورد حدود ۲۸ سال پیش از هجرت، برابر با تقریباً ۵۹۴ میلادی، از گزارشهای متفاوت دربارهٔ سن او هنگام مرگ به دست آمده و تاریخ معاصر و قطعی نیست. نسب کامل، کنیه و نسبت تیمی او برای تمایز دادن وی از دیگر اشخاص صدر اسلام که طلحه نام داشتند اهمیت اساسی دارد.
کتابهای نخستین سیره و تراجم، طلحه را در شمار نخستین مکیانی قرار میدهند که اسلام آوردند و معمولاً مسلمان شدن او را با دعوت آغازین ابوبکر مرتبط میدانند. گزارشهای دورهٔ مکه همچنین از آزار و فشار اجتماعی بر او و ابوبکر سخن میگویند. او سپس به مدینه هجرت کرد. با این حال، برخی جزئیات داستانیِ مربوط به اسلام آوردن و هجرتش از طریق اسناد متأخر یا منقطع نقل شدهاند؛ بنابراین ترتیب کلی رویدادها استوارتر از همهٔ جزئیات نمایشی این روایتهاست.
طلحه در نبرد بدر نجنگید، زیرا پیامبر ﷺ او و سعید بن زید را برای مأموریت شناسایی مرتبط با کاروان قریش فرستاده بود. با این همه، سنت سیرهنگاری اولیه گزارش میکند که برای هر دو نفر سهم و پاداشی همانند مشارکت در هدف لشکرکشی تعیین شد. طلحه پس از آن در نبردهای مهم بعدی حضور یافت و بیش از همه به سبب نقش خود در نبرد اُحد شهرت پیدا کرد.
در اُحد، در سال ۳ هجری برابر با ۶۲۵ میلادی، طلحه در لحظهٔ بحران نزدیک پیامبر ﷺ ماند و از او دفاع کرد. صحیح بخاری گزارشی را حفظ کرده است که بر پایهٔ آن، دستی که طلحه با آن از پیامبر محافظت کرد دچار آسیب دائمی شد. منابع شرححال، گزارشهایی از جراحات متعدد و کمک او به پیامبر برای رسیدن به جایگاهی بلندتر نیز افزودهاند؛ شمار دقیق زخمها متفاوت است، اما دفاع او و آسیب ماندگار دستش از استوارترین بخشهای زندگینامهٔ اوست.
در حافظهٔ حدیثی و مناقبی اهل سنت، طلحه جایگاهی بسیار بلند دارد. در جامع ترمذی روایاتی آمده که او را در شمار صحابهٔ بشارتیافته به بهشت قرار میدهد و منابع دیگر لقبهایی مانند طلحهالخیر، طلحهالفیاض و طلحهالجود را برای او نقل میکنند. درجهٔ اعتبار روایتهای منفرد فضائل یکسان نیست و هر کدام باید بر پایهٔ سند خود سنجیده شود؛ اما مجموع این روایات ماندگاری تصویر او را در سنت سنی بهعنوان نمونهٔ شجاعت، وفاداری و بخشندگی توضیح میدهد. شمار محدودی حدیث نیز از او نقل شده و پسران و برخی اعضای خاندانش روایتهای او را منتقل کردهاند.
طلحه بازرگان موفق و مالک املاک نیز بود. منابع کلاسیک بارها از بخششهای بزرگ، حمایت از خویشاوندان و صدقات عمومی او یاد میکنند، هرچند ارقام بسیار بزرگ دربارهٔ درآمد و میراثش در نقلهای مختلف تفاوت دارد و نباید آنها را حسابهای مالی حسابرسیشده دانست. نتیجهٔ محتاطانهتر تاریخی این است که او به یکی از ثروتمندان برجستهٔ مدینه تبدیل شد و به توزیع بخشهای قابل توجهی از دارایی خود شهرت یافت.
پس از وفات پیامبر ﷺ، طلحه در حلقهٔ سیاسیِ ارشد قریش باقی ماند. عمر بن خطاب او را یکی از شش عضو شورای تعیین خلیفهٔ بعدی قرار داد. طلحه هنگام آغاز مشورتهای نهایی حاضر نبود و بعداً انتخاب عثمان را پذیرفت. حضور او در این شورا نشان میدهد که عمر وی را از شمار اندک صحابهای میدانست که صلاحیت مشارکت در بالاترین تصمیم سیاسی جامعه را داشتند. نفوذ او بیش از آنکه بر یک فرمانروایی طولانی و پیوسته مستند باشد، بر سابقه، خویشاوندی، ثروت و نقش مشورتی استوار بود.
در دوران خلافت عثمان، طلحه به منتقد برخی جنبههای ادارهٔ حکومت تبدیل شد. گزارشها دربارهٔ رفتار او در محاصرهٔ عثمان بهشدت اختلافی و حاصل حافظههای سیاسی رقیباند: بعضی منابع او را به تشویق یا یاری مخالفان متهم میکنند، در حالی که روایتهای آشتیجویانهٔ بعدی بر پشیمانی او و درخواست قصاص خون عثمان تأکید دارند. بنابراین نه تبرئهٔ کامل همهٔ اعمال او روش امنی است و نه تبدیل شدیدترین اتهام به حقیقتی بیاختلاف.
پس از کشته شدن عثمان در سال ۳۵ هجری برابر با ۶۵۶ میلادی، طلحه با علی بن ابیطالب بیعت کرد، گرچه منابع دربارهٔ داوطلبانه یا تحت فشار بودن این بیعت اختلاف دارند. او بعداً مدینه را ترک کرد، به عایشه و زبیر پیوست و به بصره رفت. خواستهٔ علنی آنان با پاسخگویی دربارهٔ قتل عثمان و اصلاح سیاسی بیان میشد، اما گفتوگوها شکست خورد و رویارویی به نبرد جمل انجامید. این واقعه جنگی داخلی میان مسلمانان با ادعاهای درهمتنیدهٔ حقوقی، سیاسی و شخصی بود و نمیتوان آن را به تقابل سادهٔ ایمان و بیایمانی فروکاست.
طلحه در نبرد جمل، در سال ۳۶ هجری برابر با ۶۵۶ میلادی، نزدیک بصره با تیر بهشدت زخمی شد و جان باخت. بسیاری از گزارشهای اولیه و کلاسیک میگویند مروان بن حکم تیر را انداخت و محل زخم را معمولاً نزدیک زانو یا یکی از رگهای اصلی میدانند؛ برخی روایتها تیرانداز را نامشخص میگذارند. ازاینرو نسبت دادن تیر به مروان در سنت روایی قوی است، اما در همهٔ منابع یکسان نیست. برآورد سن طلحه هنگام مرگ تقریباً از اواخر پنجاهسالگی تا میانهٔ شصتسالگی تفاوت دارد.
ابن عبدالبر روایتی نقل میکند که طلحه نخست در کنار ساحل کَلاء در ناحیهٔ بصره دفن شد و پس از آنکه آب به قبر نخست آسیب رساند، پیکرش به خانهای که از خاندان ابوبکره خریداری شده بود انتقال یافت و دوباره دفن شد. زیارتگاه امروزیِ منسوب به او در منطقهٔ زبیرِ بصره نمایندهٔ یک سنت یادمانی و زیارتیِ متأخر و ادامهدار است. منابع مکتوب دفن او در منطقهٔ بصره و روایت انتقال زودهنگام قبر را پشتیبانی میکنند، اما بهتنهایی پیوستگی بدون وقفهٔ محل دقیق آرامگاه امروزی با قبر نخست را اثبات نمیکنند.
یکی از بخشهای مهم تاریخ خانوادگی طلحه، ازدواج دخترش اماسحاق بنت طلحه با اهلبیت علیهمالسلام است. ابن سعد تصریح میکند که اماسحاق با امام حسن بن علی(ع) ازدواج کرد و پسری به نام طلحه برای او آورد؛ پس از وفات امام حسن(ع)، امام حسین بن علی(ع) با او ازدواج کرد و از این ازدواج فاطمه بنت الحسین به دنیا آمد. ابن سعد همچنین مادر اماسحاق را جرباء، یعنی امالحارث بنت قسامه طائیه، معرفی میکند.
جمهرة نسب قریشِ زبیر بن بکار روایتی تفصیلیتر، اما همچنان نقل تاریخی، درباره چگونگی ازدواج حفظ کرده است. بر پایه این گزارش، معاویه اماسحاق را برای پسرش یزید از برادرش اسحاق بن طلحه خواستگاری کرد. در جریان ترتیبات، از سوی برادری دیگر در شام نیز برای یزید ترتیبی برای ازدواج انجام شد، در حالی که اسحاق بن طلحه در مدینه، هنگام ورود امام حسن بن علی(ع)، اماسحاق را به عقد امام حسن درآورد. خود زبیر میگوید معلوم نشد کدام یک مقدم بوده است. سپس معاویه از یزید خواست از این موضوع کنار برود؛ یزید صرفنظر کرد و ازدواج اماسحاق با امام حسن ادامه یافت. از نظر روش تاریخی، این جزئیات باید به زبیر بن بکار نسبت داده شود و نه به صورت واقعهای دارای سند عقد اصلیِ باقیمانده عرضه گردد.
منابع درباره تعداد فرزندان اماسحاق از امام حسن(ع) کاملاً همسان نیستند. ابن سعد و زبیر بن بکار در مواضع یادشده به صراحت طلحه بن حسن را نام میبرند و زبیر میگوید او نسلی بر جای نگذاشت. در مقابل، فهرست فرزندان امام حسن که از الارشاد شیخ مفید نقل شده، سه فرزند از اماسحاق نام میبرد: حسین اثرم، طلحه و فاطمه. در ثبت پژوهشی بهتر است این اختلاف حفظ شود و دو سنت به یک عدد قطعی تبدیل نشوند.
درباره ازدواج بعدی، ابن عساکر گزارشی حفظ کرده که امام حسن(ع) نزدیک وفات از برادرش امام حسین(ع) خواست اماسحاق را از خانههای خاندان بیرون نکند. در ادامه همان گزارش، و نیز به طور مستقل در گزارش نسبی ابن سعد، اماسحاق پس از امام حسن با امام حسین ازدواج کرد. این وصیت باید به عنوان «روایت شده است» باقی بماند؛ اما انتساب فاطمه بنت الحسین به اماسحاق در چندین منبع کلاسیک انساب و تراجم به طور گسترده ثبت شده است.
کتابهای نخستین سیره و تراجم، طلحه را در شمار نخستین مکیانی قرار میدهند که اسلام آوردند و معمولاً مسلمان شدن او را با دعوت آغازین ابوبکر مرتبط میدانند. گزارشهای دورهٔ مکه همچنین از آزار و فشار اجتماعی بر او و ابوبکر سخن میگویند. او سپس به مدینه هجرت کرد. با این حال، برخی جزئیات داستانیِ مربوط به اسلام آوردن و هجرتش از طریق اسناد متأخر یا منقطع نقل شدهاند؛ بنابراین ترتیب کلی رویدادها استوارتر از همهٔ جزئیات نمایشی این روایتهاست.
طلحه در نبرد بدر نجنگید، زیرا پیامبر ﷺ او و سعید بن زید را برای مأموریت شناسایی مرتبط با کاروان قریش فرستاده بود. با این همه، سنت سیرهنگاری اولیه گزارش میکند که برای هر دو نفر سهم و پاداشی همانند مشارکت در هدف لشکرکشی تعیین شد. طلحه پس از آن در نبردهای مهم بعدی حضور یافت و بیش از همه به سبب نقش خود در نبرد اُحد شهرت پیدا کرد.
در اُحد، در سال ۳ هجری برابر با ۶۲۵ میلادی، طلحه در لحظهٔ بحران نزدیک پیامبر ﷺ ماند و از او دفاع کرد. صحیح بخاری گزارشی را حفظ کرده است که بر پایهٔ آن، دستی که طلحه با آن از پیامبر محافظت کرد دچار آسیب دائمی شد. منابع شرححال، گزارشهایی از جراحات متعدد و کمک او به پیامبر برای رسیدن به جایگاهی بلندتر نیز افزودهاند؛ شمار دقیق زخمها متفاوت است، اما دفاع او و آسیب ماندگار دستش از استوارترین بخشهای زندگینامهٔ اوست.
در حافظهٔ حدیثی و مناقبی اهل سنت، طلحه جایگاهی بسیار بلند دارد. در جامع ترمذی روایاتی آمده که او را در شمار صحابهٔ بشارتیافته به بهشت قرار میدهد و منابع دیگر لقبهایی مانند طلحهالخیر، طلحهالفیاض و طلحهالجود را برای او نقل میکنند. درجهٔ اعتبار روایتهای منفرد فضائل یکسان نیست و هر کدام باید بر پایهٔ سند خود سنجیده شود؛ اما مجموع این روایات ماندگاری تصویر او را در سنت سنی بهعنوان نمونهٔ شجاعت، وفاداری و بخشندگی توضیح میدهد. شمار محدودی حدیث نیز از او نقل شده و پسران و برخی اعضای خاندانش روایتهای او را منتقل کردهاند.
طلحه بازرگان موفق و مالک املاک نیز بود. منابع کلاسیک بارها از بخششهای بزرگ، حمایت از خویشاوندان و صدقات عمومی او یاد میکنند، هرچند ارقام بسیار بزرگ دربارهٔ درآمد و میراثش در نقلهای مختلف تفاوت دارد و نباید آنها را حسابهای مالی حسابرسیشده دانست. نتیجهٔ محتاطانهتر تاریخی این است که او به یکی از ثروتمندان برجستهٔ مدینه تبدیل شد و به توزیع بخشهای قابل توجهی از دارایی خود شهرت یافت.
پس از وفات پیامبر ﷺ، طلحه در حلقهٔ سیاسیِ ارشد قریش باقی ماند. عمر بن خطاب او را یکی از شش عضو شورای تعیین خلیفهٔ بعدی قرار داد. طلحه هنگام آغاز مشورتهای نهایی حاضر نبود و بعداً انتخاب عثمان را پذیرفت. حضور او در این شورا نشان میدهد که عمر وی را از شمار اندک صحابهای میدانست که صلاحیت مشارکت در بالاترین تصمیم سیاسی جامعه را داشتند. نفوذ او بیش از آنکه بر یک فرمانروایی طولانی و پیوسته مستند باشد، بر سابقه، خویشاوندی، ثروت و نقش مشورتی استوار بود.
در دوران خلافت عثمان، طلحه به منتقد برخی جنبههای ادارهٔ حکومت تبدیل شد. گزارشها دربارهٔ رفتار او در محاصرهٔ عثمان بهشدت اختلافی و حاصل حافظههای سیاسی رقیباند: بعضی منابع او را به تشویق یا یاری مخالفان متهم میکنند، در حالی که روایتهای آشتیجویانهٔ بعدی بر پشیمانی او و درخواست قصاص خون عثمان تأکید دارند. بنابراین نه تبرئهٔ کامل همهٔ اعمال او روش امنی است و نه تبدیل شدیدترین اتهام به حقیقتی بیاختلاف.
پس از کشته شدن عثمان در سال ۳۵ هجری برابر با ۶۵۶ میلادی، طلحه با علی بن ابیطالب بیعت کرد، گرچه منابع دربارهٔ داوطلبانه یا تحت فشار بودن این بیعت اختلاف دارند. او بعداً مدینه را ترک کرد، به عایشه و زبیر پیوست و به بصره رفت. خواستهٔ علنی آنان با پاسخگویی دربارهٔ قتل عثمان و اصلاح سیاسی بیان میشد، اما گفتوگوها شکست خورد و رویارویی به نبرد جمل انجامید. این واقعه جنگی داخلی میان مسلمانان با ادعاهای درهمتنیدهٔ حقوقی، سیاسی و شخصی بود و نمیتوان آن را به تقابل سادهٔ ایمان و بیایمانی فروکاست.
طلحه در نبرد جمل، در سال ۳۶ هجری برابر با ۶۵۶ میلادی، نزدیک بصره با تیر بهشدت زخمی شد و جان باخت. بسیاری از گزارشهای اولیه و کلاسیک میگویند مروان بن حکم تیر را انداخت و محل زخم را معمولاً نزدیک زانو یا یکی از رگهای اصلی میدانند؛ برخی روایتها تیرانداز را نامشخص میگذارند. ازاینرو نسبت دادن تیر به مروان در سنت روایی قوی است، اما در همهٔ منابع یکسان نیست. برآورد سن طلحه هنگام مرگ تقریباً از اواخر پنجاهسالگی تا میانهٔ شصتسالگی تفاوت دارد.
ابن عبدالبر روایتی نقل میکند که طلحه نخست در کنار ساحل کَلاء در ناحیهٔ بصره دفن شد و پس از آنکه آب به قبر نخست آسیب رساند، پیکرش به خانهای که از خاندان ابوبکره خریداری شده بود انتقال یافت و دوباره دفن شد. زیارتگاه امروزیِ منسوب به او در منطقهٔ زبیرِ بصره نمایندهٔ یک سنت یادمانی و زیارتیِ متأخر و ادامهدار است. منابع مکتوب دفن او در منطقهٔ بصره و روایت انتقال زودهنگام قبر را پشتیبانی میکنند، اما بهتنهایی پیوستگی بدون وقفهٔ محل دقیق آرامگاه امروزی با قبر نخست را اثبات نمیکنند.
یکی از بخشهای مهم تاریخ خانوادگی طلحه، ازدواج دخترش اماسحاق بنت طلحه با اهلبیت علیهمالسلام است. ابن سعد تصریح میکند که اماسحاق با امام حسن بن علی(ع) ازدواج کرد و پسری به نام طلحه برای او آورد؛ پس از وفات امام حسن(ع)، امام حسین بن علی(ع) با او ازدواج کرد و از این ازدواج فاطمه بنت الحسین به دنیا آمد. ابن سعد همچنین مادر اماسحاق را جرباء، یعنی امالحارث بنت قسامه طائیه، معرفی میکند.
جمهرة نسب قریشِ زبیر بن بکار روایتی تفصیلیتر، اما همچنان نقل تاریخی، درباره چگونگی ازدواج حفظ کرده است. بر پایه این گزارش، معاویه اماسحاق را برای پسرش یزید از برادرش اسحاق بن طلحه خواستگاری کرد. در جریان ترتیبات، از سوی برادری دیگر در شام نیز برای یزید ترتیبی برای ازدواج انجام شد، در حالی که اسحاق بن طلحه در مدینه، هنگام ورود امام حسن بن علی(ع)، اماسحاق را به عقد امام حسن درآورد. خود زبیر میگوید معلوم نشد کدام یک مقدم بوده است. سپس معاویه از یزید خواست از این موضوع کنار برود؛ یزید صرفنظر کرد و ازدواج اماسحاق با امام حسن ادامه یافت. از نظر روش تاریخی، این جزئیات باید به زبیر بن بکار نسبت داده شود و نه به صورت واقعهای دارای سند عقد اصلیِ باقیمانده عرضه گردد.
منابع درباره تعداد فرزندان اماسحاق از امام حسن(ع) کاملاً همسان نیستند. ابن سعد و زبیر بن بکار در مواضع یادشده به صراحت طلحه بن حسن را نام میبرند و زبیر میگوید او نسلی بر جای نگذاشت. در مقابل، فهرست فرزندان امام حسن که از الارشاد شیخ مفید نقل شده، سه فرزند از اماسحاق نام میبرد: حسین اثرم، طلحه و فاطمه. در ثبت پژوهشی بهتر است این اختلاف حفظ شود و دو سنت به یک عدد قطعی تبدیل نشوند.
درباره ازدواج بعدی، ابن عساکر گزارشی حفظ کرده که امام حسن(ع) نزدیک وفات از برادرش امام حسین(ع) خواست اماسحاق را از خانههای خاندان بیرون نکند. در ادامه همان گزارش، و نیز به طور مستقل در گزارش نسبی ابن سعد، اماسحاق پس از امام حسن با امام حسین ازدواج کرد. این وصیت باید به عنوان «روایت شده است» باقی بماند؛ اما انتساب فاطمه بنت الحسین به اماسحاق در چندین منبع کلاسیک انساب و تراجم به طور گسترده ثبت شده است.
اهمیت تاریخی و میراث
استوارترین اهمیت تاریخی طلحه به جایگاه او در جامعهٔ نخستین مسلمانان و خاطرهٔ نبرد اُحد بازمیگردد. گزارش آسیب دائمی دست او در صحیح بخاری، برای روایت سپر شدن جسمانی او در برابر پیامبر ﷺ پشتوانهٔ حدیثیِ کمنظیری فراهم میکند. به همین سبب، در حافظهٔ اهل سنت به الگویی پایدار از شجاعت فردی و وفاداری فداکارانه تبدیل شد.
عضویت او در شورای ششنفرهٔ عمر نیز وی را در شمار اندک صحابهٔ ارشدی قرار میدهد که برای شکل دادن به خلافت شایسته دانسته شدند. با این حال، انتخابهای سیاسی بعدی او نشان میدهد که فضیلت و سابقهٔ نخستین نتوانست از اختلاف عمیق در نسل اول مسلمانان جلوگیری کند.
روایتهای مربوط به تجارت و بخشندگی او، شکلگیری طبقهای ثروتمند در مدینه را روشن میسازد که منابعش میتوانست برای پشتیبانی از خاندان، سرپرستی اجتماعی و بخشش عمومی به کار رود. حتی اگر در برخی ارقام مبالغه شده باشد، تصویر تکرارشوندهٔ ثروت فراوان و سخاوت در منابع گوناگون از نظر تاریخی مهم باقی میماند.
سالهای پایانی زندگی طلحه برای فهم نخستین جنگ داخلی مسلمانان بنیادی است. منابع اهل سنت، امامی و پژوهشهای دانشگاهی جدید، رفتار او را در محاصرهٔ عثمان، بیعت با علی و حرکت به سوی بصره به گونههای متفاوت ارزیابی میکنند. ازاینرو شرححال مسئولانه باید فضائل نخستین و شناختهشدهٔ او را حفظ کند و در عین حال، کارنامهٔ سیاسیِ مورد اختلاف را با زبان منسوب به منابع و نقادانه بیان نماید.
اهمیت خاندان طلحه فقط به پسران و تداوم سیاسی آنان محدود نیست. ازدواج دخترش اماسحاق ابتدا با امام حسن و سپس با امام حسین علیهماالسلام پیوند خویشاوندی مهمی میان این خاندان تیمی و اهلبیت ایجاد کرد. چون شمار دقیق فرزندان و برخی جزئیات داستان ازدواج در منابع نسبی و امامی متفاوت است، باید اصل پیوند خاندانی را از جزئیات خاص هر منبع جدا بیان کرد.
عضویت او در شورای ششنفرهٔ عمر نیز وی را در شمار اندک صحابهٔ ارشدی قرار میدهد که برای شکل دادن به خلافت شایسته دانسته شدند. با این حال، انتخابهای سیاسی بعدی او نشان میدهد که فضیلت و سابقهٔ نخستین نتوانست از اختلاف عمیق در نسل اول مسلمانان جلوگیری کند.
روایتهای مربوط به تجارت و بخشندگی او، شکلگیری طبقهای ثروتمند در مدینه را روشن میسازد که منابعش میتوانست برای پشتیبانی از خاندان، سرپرستی اجتماعی و بخشش عمومی به کار رود. حتی اگر در برخی ارقام مبالغه شده باشد، تصویر تکرارشوندهٔ ثروت فراوان و سخاوت در منابع گوناگون از نظر تاریخی مهم باقی میماند.
سالهای پایانی زندگی طلحه برای فهم نخستین جنگ داخلی مسلمانان بنیادی است. منابع اهل سنت، امامی و پژوهشهای دانشگاهی جدید، رفتار او را در محاصرهٔ عثمان، بیعت با علی و حرکت به سوی بصره به گونههای متفاوت ارزیابی میکنند. ازاینرو شرححال مسئولانه باید فضائل نخستین و شناختهشدهٔ او را حفظ کند و در عین حال، کارنامهٔ سیاسیِ مورد اختلاف را با زبان منسوب به منابع و نقادانه بیان نماید.
اهمیت خاندان طلحه فقط به پسران و تداوم سیاسی آنان محدود نیست. ازدواج دخترش اماسحاق ابتدا با امام حسن و سپس با امام حسین علیهماالسلام پیوند خویشاوندی مهمی میان این خاندان تیمی و اهلبیت ایجاد کرد. چون شمار دقیق فرزندان و برخی جزئیات داستان ازدواج در منابع نسبی و امامی متفاوت است، باید اصل پیوند خاندانی را از جزئیات خاص هر منبع جدا بیان کرد.
پیوندهای خانوادگی
👪 والدین
پدر
عبیدالله بن عثمان
تأییدشده
مادر
صعبه بنت عبدالله حضرمیه
تأییدشده
🤝 همسران و پیوندهای ازدواج
جرباء، امالحارث بنت قسامه
تأییدشده
🌱 فرزندان
اماسحاق بنت طلحه
محمد سجاد بن طلحه بن عبیدالله
عمران بن طلحه بن عبیدالله
موسی بن طلحه بن عبیدالله
یعقوب بن طلحه بن عبیدالله
اسماعیل بن طلحه بن عبیدالله
اسحاق بن طلحه بن عبیدالله
زکریا بن طلحه بن عبیدالله
یوسف بن طلحه بن عبیدالله
عایشه بنت طلحه بن عبیدالله
عیسی بن طلحه بن عبیدالله
یحیی بن طلحه بن عبیدالله
صعبه بنت طلحه بن عبیدالله
مریم بنت طلحه بن عبیدالله
صالح بن طلحه بن عبیدالله
منابع
Al-Tabaqat al-Kubra | Muhammad ibn Sa'd | vol. 3, Talha biography; pagination varies by edition | https://shamela.ws/book/1686/845 | lineage, early Islam, Badr mission, generosity and death reportsSahih al-Bukhari | Muhammad ibn Isma'il al-Bukhari | hadith 3724; parallel report 4063 | https://sunnah.com/bukhari:3724 | permanent hand injury while protecting the Prophet at Uhud
Jami al-Tirmidhi | Muhammad ibn Isa al-Tirmidhi | hadiths 3747-3748 and Talha virtue chapter 3738-3741; grades vary by report | https://sunnah.com/tirmidhi:3748 | Sunni promise-of-Paradise tradition and attributed virtues
Al-Isti'ab fi Ma'rifat al-Ashab | Ibn Abd al-Barr | vol. 2, p. 768, entry 1280 | https://shamela.ws/book/12288/769 | identity, death traditions, first burial and reported relocation
Al-Isaba fi Tamyiz al-Sahaba | Ibn Hajar al-Asqalani | vol. 3, p. 431, entry 4285 | https://shamela.ws/book/9767/1662 | identity, conversion traditions and Uhud reports
Siyar A'lam al-Nubala | al-Dhahabi | vol. 1, Talha entry, pp. 24 onward; pagination varies by edition | https://www.islamweb.net/ar/library/content/60/2/%D8%B7%D9%84%D8%AD%D8%A9-%D8%A8%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%8A%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87 | consolidated classical biography, hadith transmission, virtues and death
The Succession to Muhammad | Wilferd Madelung | pp. 98 and 171 | https://almuslih.org/wp-content/uploads/Library/Madelung%2C%20W%20-%20The%20succession.pdf | modern academic analysis of Uthman-era politics and the Battle of the Camel
Iraqi Ministry of Planning project notice | Ministry of Planning, Iraq | 3 June 2025 | https://mop.gov.iq/archives/31556 | confirms the present attributed Talha shrine project in al-Zubayr, Basra; not proof of the early grave
Ibn Sa'd, al-Tabaqat al-Kubra | vol. 3, p. 214 | https://lib.eshia.ir/40238/3/214 | names 15 children of Talha, their mothers, and states that Umm Ishaq married Hasan ibn Ali, bore Talha, then married Husayn ibn Ali and bore Fatima
Al-Zubayr ibn Bakkar, Jamharat Nasab Quraysh wa Akhbaraha | report 1455 / displayed page 118 | https://ablibrary.net/book_content/12627/118 | detailed report of Mu'awiya seeking Umm Ishaq for Yazid, the competing arrangements, Yazid's withdrawal, and Hasan's marriage
Ibn Asakir, Tarikh Madinat Dimashq | vol. 70, p. 17 | https://lib.eshia.ir/22014/70/17 | preserves a report that Hasan asked Husayn not to let Umm Ishaq leave the family household and notes her later marriage to Husayn
Al-Mufid, al-Irshad, child-list as quoted in Kashf al-Ghumma | vol. 2, p. 199 | https://lib.eshia.ir/16052/2/199 | alternative Imami child-list naming Husayn al-Athram, Talha, and Fatima as children of Hasan by Umm Ishaq
نگارخانه تصاویر
هنوز تصویر تأییدشدهای موجود نیست.
📤 ارسال تصویر این شخصیت یا مکان
تصویر پیش از تأیید عمومی نخواهد شد.
💬 دیدگاه بازدیدکنندگان
هنوز دیدگاه تأییدشدهای نیست؛ نخستین دیدگاه را شما بنویسید.
دیدگاه پس از تأیید مدیریت منتشر میشود.